شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣ - ٤/ ١٢ تفسير قرآن با تاريخ
١٦١٨. امام صادق عليه السلام: آن اسماعيل كه خداوند عز و جل در كتاب خود فرموده است: «در اين كتاب از اسماعيل ياد كن. او درستوعده و فرستادهاى پيامبر بود»، آن اسماعيل فرزند ابراهيم نيست؛ بلكه پيامبرى از پيامبران است كه خداوند عز و جل او را به سوى قومش فرستاد و آنها او را گرفتند و پوست سر و رويش را كندند. فرشتهاى نزد وى آمد و گفت: خداوند، مرا نزد تو فرستاده است. هر دستورى كه مىخواهى به من بده. او گفت: «من به آنچه با حسين عليه السلام مىشود، اقتدا مىكنم».
١٦١٩. امام كاظم عليه السلام- آن گاه كه از ايشان سؤال شد: اصحاب رَس، كه بودند؟ از چه مردمانى بودند؟
و كدام قوم بودند؟-: دو اصحاب رَس داريم: يك اصحاب رَس- كه آنهايى نيستند كه خداوند در كتاب خود از آنان ياد كرده است-، مردمانش مردمانى بدوى و دامدار بودند.
پس خداوند متعال، صالح پيامبر را به عنوان فرستاده خويش به سوى آنان فرستاد؛ امّا او را كشتند. خداوند، فرستاده ديگرى برايشان فرستاد. او را هم كشتند. اين بار، خداوند، يك فرستاده به همراه يك ولى فرستاد كه آن فرستاده، كشته شد؛ امّا آن ولى، آن قدر جهاد كرد تا سرانجام آن مردم را مجاب نمود ....
و امّا آن اصحاب رَسّى كه خداوند در كتاب خود از آنها ياد كرده، مردمانى بودند كه نهرى به نام رَس داشتند و اين نهر، آب فراوانى داشت .... اين، نهرى است در منتهى إليه آذربايجان واقع در مرز ارمنستان و آذربايجان. آنان، صليبپرست بودند. خداوند، سى پيامبر يكجا براى آنان فرستاد كه همگى را كشتند. پس از آن، خداوند، يك پيامبر و همراهش يك ولى به سوى آنان فرستاد كه با آنان جهاد كرد. در آغاز فصل بذرپاشى و كشت، خداوند، ميكائيل را مأمور خشكاندن آب آنان كرد و هيچ چشمه و نهر و آبى باقى نگذاشت و همه را خشك كرد. به ملك الموت نيز دستور داد احشام آنان را از بين برد. به زمين هم دستور داد هر چه شمش طلا يا نقره يا ظرف داشتند، در كام خود فرو برد- كه وقتى قائم عليه السلام ما قيام كند از اينها بهرهبردارى مىكند-. بدين سان، همه آنان از گرسنگى و تشنگى و گريه مُردند و هيچ يك از آنان باقى نماند.
از ميان آنان، عدّهاى مخلص بر جاى ماندند و از خدا خواستند كه با مقدارى زراعت