دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
عراق همراه شدم. او مالى همراه داشت كه از آنِ غريم (امام زمان عليه السلام) بود و آن را فرستاد؛ ولى به او باز گردانده و به او گفته شد: «حقّ پسران عمويت را از آن بيرون كن، و آن، چهارصد درهم است».
آن مرد، متحيّر و مبهوت و شگفتزده ماند و در حساب مال، دقّت كرد. در دست او مزرعهاى از آنِ پسرعموهايش بود كه بخشى از حقّ آنان را به آنها باز گردانده بود و بخشى ديگر، مغفول مانده بود. چون مال را برايشان محاسبه و بيرون كرد، طبق فرموده امام عليه السلام چهارصد درهم شد. آن مال را بيرون آورد و بقيّه را براى امام عليه السلام فرستاد و پذيرفته شد.[١]
٧٢٢. الإرشاد- با سندش به نقل از حسن بن عيسى عُرَيضى[٢]-: هنگامى كه امام عسكرى عليه السلام در گذشت، مردى از مصر،[٣] با مالى براى صاحب الأمر، به مكّه آمد و در باره صاحب الأمر اختلاف پديد آمد. برخى مردم گفتند: امام عسكرى عليه السلام در گذشت، بى آن كه جانشينى داشته باشد. برخى ديگر گفتند: جانشين پس از او، جعفر [كذّاب] است. برخى نيز گفتند: جانشين پس از او، فرزندش است.
او (مصرى) مردى را با كنيه ابو طالب همراه نامهاى به عسكر [در سامرّا و محلّ اقامت امام عسكرى عليه السلام] فرستاد تا از وضعيت و درستى امر جويا شود. مرد، نزد جعفر [كذّاب] رفت و از او طلب برهان (نشانه) كرد. جعفر گفت: در اين وقت، آمادگى ندارم.
[١]. كمال الدين: ص ٤٨٦ ح ٦، دلائل الإمامة: ص ٥٢٥ ح ٤٩٨، الثاقب فى المناقب: ص ٥٩٧ ح ٥٤٠، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٦ ح ٤٥. نيز، ر. ك: الكافى: ج ١ ص ٥١٩ ح ٨، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٥٦، الإمامة و التبصرة: ص ١٤٠، إعلام الورى: ص ٤٤٦.
[٢].« عُريضى»، منسوب به عُرَيض، دشتى در چهار مايلى مدينه است.
[٣]. مردى از مصر: شيخ صدوق، نام وى را در شمار كسانى كه بر معجزه امام زمان عليه السلام آگاه بودهاند و او آنها راديده، آورده است و گفته: صاحب مال در مكّه كه گفته شده، شايد همين مرد باشد»( ر. ك: ج ٥ ص ٩٥ ح ٨١٠« و اين افراد»، شرح اصول الكافى، مازندرانى: ج ٧ ص ٣٥١).