دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
تبرّكى آن را از ما مىخواهند». به من نيز نامه آمد كه: «اشتباه كردى كه احسان ما را رد كردى؛ امّا چون از خدا طلب بخشش كردى، خدا تو را مىبخشد؛ ليكن چون تصميم و نيّتت اين است كه دست به آن دينارها نزنى و خرج راه خود نكنى، ما هم آنها را برايت نمىفرستيم؛ امّا از جامه چارهاى نيست، براى اين كه بايد با آن احرام ببندى».
من در باره دو مطلب [به امام عليه السلام] نامهاى نوشتم و خواستم مطلب سومى را هم بنويسم؛ امّا خوددارى كردم؛ چون ترسيدم كه از اين كار خوشش نيايد. پاسخ آن دو مطلب به علاوه پاسخ مطلب سومى كه در دلم نهان داشته بودم، با توضيح و تفسيرش آمد. سپاس، خدا را!
در نيشابور با جعفر بن ابراهيم نيشابورى قرار گذاشته بودم كه با او همسفر و همكجاوه شوم. چون به بغداد رسيدم، نظرم عوض شد و از او معذرتخواهى كردم و در جست وجوى همكجاوه ديگرى بر آمدم. ابن وَجناء- كه قبلًا نزدش رفته و از او خواسته بودم مركبى برايم كرايه كند، ولى تمايلى به آن نشان نداد- به ديدنم آمد و گفت: من دنبال تو مىگردم. به من [از جانب امام عصر عليه السلام][١] گفته شده كه: «او (حسن بن فضل) همراه تو مىشود. پس با وى خوشرفتار باش و برايش همكجاوه پيدا و مركوبى كرايه كن».[٢]
٧٣٧. الكافى- با سندش به نقل از على بن حسين يمانى[٣]-: من در بغداد بودم كه كاروانى از يمنيان، آماده رفتن شد. خواستم با آن بروم. از اين رو [به امام عليه السلام] نامه نوشتم و
[١]. در مرآة العقول آمده است:« قائل، امام زمان عليه السلام با يكى از خادمان يا سفراى خود بوده است».
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٥٢٠ ح ١٣. نيز، ر. ك: الإرشاد: ج ٢ ص ٣٥٩، كمال الدين: ص ٤٩١، كشف الغمّة: ج ٢ ص ٤٥٢، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٦ ح ٦، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠٩ ح ٢٨.
[٣]. ابو الحسن على بن حسين يمانى: نام وى در كتابهاى رجالشناسى ذكر نشده است. البتّه در كمال الدين، بهجاى« على بن حسين يمانى»،« على بن محمّد شمشاطى فرستاده جعفر بن ابراهيم يمانى» آمده است( ر. ك: ج ٥ ص ٩٥ ح ٨١٠« و اين افراد»).