دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
پانصد درهم از آنها خريدم و پرداخت دستمزد فرستادگان نيز پانصد درهم به دوش من افتاد. بيرون آمدم و به مزرعه نياز پيدا كردم و آن را فروختم.[١]
٧٢٩. الغيبة، طوسى- به نقل از ابو عبد اللَّه احمد بن محمّد بن عيّاش[٢]-: ابو غالب زرارى گفت: در روزگار جوانى و در يكى از سفرهايم به كوفه، مردى از برادران همكيشم- كه نامش را ابو عبد اللَّه (راوى) فراموش كرده است- با من بود. در آن وقت، شيخ ابو القاسم حسين بن روح- خدا رحمتش كند- نايب امام، ولى پنهان بود و ابو جعفر محمّد بن على، مشهور به شلمغانى، را نماينده خود نموده بود و در آن زمان هنوز كژروى و كفرى از شلمغانى بروز نيافته بود و در راه راست و درست بود و مردم به سوى او مىآمدند و با وى ديدار مىكردند؛ زيرا همراه و نماينده شيخ ابو القاسم حسين بن روح و واسطه شيعيان و او در كارهاى مهم و ديگر خواستههايشان بود.
همسفرم به من گفت: آيا مىخواهى ابو جعفر شلمغانى را ببينى و با وى تجديد عهد كنى؟ اكنون او براى طايفه شيعه نصب شده است و من مىخواهم برايم به حجّت عليه السلام بنويسد تا برايم دعايى كند. به او گفتم: باشد! بر شلمغانى وارد شديم و گروهى از يارانمان را نزد او ديديم. بر او سلام داديم و نشستيم. او رو به همسفرم كرد و گفت: اين جوان همراهت كيست؟ وى گفت: مردى از خاندان زرارة بن اعيَن.
شلمغانى رو به من گفت: از كدام تيره هستى؟ گفتم: سَرورم! از نسل بكير بن اعين، برادر زراره. شلمغانى گفت: خاندانى جليل و با جايگاهى والا در اين امر (ولايت)! سپس همراهم به او روى كرد و گفت: سَرور ما! مىخواهم نامهاى بنويسى و دعايى
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣٠٤ ح ٢٥٧( با سند معتبر)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٢. نيز، ر. ك: الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٤٧٩ ح ٢٠.
[٢]. ابو عبد اللَّه احمد بن محمّد بن عيّاش جوهرى( م ٤٠١ ق)، مؤلّف كتاب مقتضب الأثر: شيخ طوسى، او را دركتاب رجالش از جمله كسانى شمرده كه از ائمّه عليهم السلام روايت ندارند. فردى پُرروايت است؛ امّا در آخر عمرش اختلال حواس پيدا كرد. شيخ طوسى در الفهرست از او ياد كرده است. پدر و جدّش دو چهره سرشناس بغداد بودند( ر. ك: الفهرست، طوسى: ص ٧٩ ش ٩٩، رجال النجاشى: ج ١ ص ٢٢٥ ش ٣٠٥، رجال الطوسى: ص ٤١٣ ش ٥٩٨٣).