دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨ - ١١ عبيد الله مهدى(٢٩٦ ق)
يمن همراهىكرد. ابن حوشب كه كوفى بود، مأمور به دعوت بود و مهدى نيز در اين وقت، خارج شده بود. ابن حوشب به يمن نزد بنى موسى رفت، دعوت را آشكار كرد و آنان را به «المهدى من آل محمّد» فرا خواند. بسيارى از مردم يمن از وى پيروى كردند. در اين وقت، يكى از ياران ابن حوشب به نام ابو عبد اللَّه شيعى به مكّه رفت و از آن جا همراه حجّاج مغربى به كتامه رفته، با حمايت مردانى از آن نواحى به تدريج بر آن ديار غلبه كرد. وى توانست دولت اغالبه را شكست دهد و شهرى در كوه ايكجان به نام دار الهجره بنا كند.
با درگذشت محمّد حبيب، او به فرزندش عبيد اللَّه وصيت كرد و به او گفت:
«أنت المهدى؛ تو مهدى هستى». شيعيان مغرب با اين پيروزىها به عبيد اللَّه پيغام داده، او را به مغرب دعوت كردند و گفتند كه در انتظارش هستند. وى كه مكتفى عبّاسى در تعقيبش بود، همراه فرزندش- كه بعدها ملقّب به قائم شد- ابتدا در لباس تاجران به مصر رفت و از آن جا به مغرب گريخت. پيروزىهاى مكرّر شيعيان اسماعيلى، سبب شكست كامل اغالبه و پيوستن قبايل مختلف به آنان شد. در اين وقت بود كه عبيد اللَّه شيعى به سجلماسه رسيد و ابو عبد اللَّه شيعى، همه چيز را در اختيار او نهاد و در آن جا بود كه به سال ٢٩٦ ق با وى به عنوان «امام»[١] و «المهدى أمير المؤمنين» بيعت شد.[٢]
به هر روى، عبيد اللَّه مهدى در جريان اين ظهور، به عنوان «مهدى» جلوهگر شد و مهمترين شهرى كه تأسيس كرد، شهر مهديه بود كه به سال ٣٠٨- ٣٠٩ ق، افتتاح شد. او وقتى بناى اين شهر را- كه در نهايت استحكام بود- تمام كرد، گفت:
«الآن آمنت على الفاطميّين؛
اكنون بر فاطميان ايمن شدم».[٣]
نوشتهاند كه مدّتى بعد، وى ابو عبد اللَّه شيعى را كه زمينه پيروزى او را فراهم
[١]. تاريخ ابن خلدون: ج ٣ ص ٤٥٢- ٤٥٤( با اختصار).
[٢]. اتّعاظ الحنفاء: ص ٩٢.
[٣]. خريدة العجايب: ص ٥٥.