دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩ - ٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
آن، خط انداخته و [فقط] چرخانده بود، بى آن كه چيزى نوشته باشد. او به پيك گفت: اين مال را ببر و به كسى بده كه ماجراى آن را به تو خبر دهد و از برگه [ى بىنوشته] پاسخ دهد.
آن پيك به قصد جعفر [كذّاب] به محلّه عسكر [در سامرّا] رفت و ماجرا را برايش گفت. جعفر گفت: بَدا را قبول دارى؟ آن پيك گفت: آرى. جعفر به او گفت:
همراهت (امام تو) تغيير نظر داده و به تو فرمان داده است كه مال را به من بدهى.
پيك به او گفت: اين پاسخ، مرا قانع نمىكند. آن گاه از نزد او بيرون آمد و ميان يارانمان چرخيد. برگهاى به سوى او آمد كه گفته بود: «اين، مالى است كه در آن فريبكارى [يا خيانت] شده و بالاى صندوق بوده است. دزدان به اتاق وارد شدهاند و آنچه را در صندوق بوده، برداشتهاند و اين مال [چون بالاى آن بوده]، سالم مانده است»، و برگه به او باز گردانده شد و در آن، نوشته بود: «همان گونه كه مىچرخيدى و دعا مىخواستى، خداوند، برايت به انجام رساند و كرد».[١]
٧٢٠. كمال الدين- با سندش به نقل از نصر بن صباح[٢]-: مردى از اهل بلخ، پنج دينار براى امام زمان عليه السلام فرستاد و نامهاى هم نگاشت و نامش را در آن تغيير داد. رسيدِ آن به همان اسم و رسم واقعى او به همراه دعاى امام براى او آمد.[٣]
٧٢١. كمال الدين- با سندش به نقل از شيخ محمّد بن عثمان عَمرى-: با مردى از روستاهاى
[١]. كمال الدين: ص ٤٨٨ ح ١١، دلائل الإمامة: ص ٥٢٧ ح ٥٠١، الثاقب فى المناقب: ص ٥٩٩ ح ٥٤٤، الخرائج و الجرائح: ٣ ص ١١٢٩ ح ٤٧، الإمامة و التبصرة: ص ١٤١، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٧ ح ٥٠.
[٢]. ابو القاسم نصر بن صباح: متكلّم و رجالى شيعى و پُرروايت و استاد كشّى است. وى مؤلّف آثارى است ازجمله: كتاب معرفة الناقلين و كتاب فرق الشيعة. كشّى و ديگران، وى را تضعيف كرده و در مذهب، به غلو متّهم شده است( ر. ك: رجال الطوسى: ص ٤٤٩ ش ٦٣٨٥، رجال الكشّى: ج ١ ص ٧١ ش ٤٢، رجال النجاشى: ص ٣٨٥ ش ١١٥٠، خلاصة الأقوال: ص ٢٦٢ ش ٢، رجال ابن داوود: ص ٢٨٢ ش ٥٣٢، الرسائل الرجاليّة: ج ٣ ص ٣٣٦).
[٣]. كمال الدين: ص ٤٨٨ ح ١٠، دلائل الإمامة: ص ٥٢٧ ح ٥٠٠، الثاقب فى المناقب: ص ٥٩٩ ح ٥٤٣، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٧ ح ٤٩.