دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٠ - ٤ جايگاه دينى و فقهى سفيران چهارگانه
نقل شيخ طوسى نيز اشاره كرده و سند آن را يكجا در پايان كتاب آورده است.[١] با اين توضيح و با توجّه به آنچه در باره اعتبار كلّى كتاب الاحتجاج گفتيم، در باره دو توقيع مبسوط ديگر حِميَرى نيز كه تنها در اين كتاب آمده، مىتوان به اعتماد نسبى رسيد.
نكته قابل توجّه ديگر در اعتبار اين توقيعات، اين است كه بسيارى از مضامين آنها در ساير احاديث نيز آمده و يا دست كم بر خلاف ادلّه و قواعد ديگر نيست.
اين است كه در بسيارى موارد، شاهديم كه فقهاى ما آنها را در رديف ساير ادلّه خود آوردهاند و گاه نيز نيازى به ذكر آنها نديدهاند، چنان كه روش فقها اين است كه در مسائلى كه اجمالًا روشن است و حديث مخالف يا نظر مخالف نباشد، نيازى به ذكر همه نصوص نمىبينند، چه توقيع باشد و چه ساير احاديث.
به هر حال، آنچه نكته اصلى در اعتبار اجمالى اين توقيعات است، علاوه بر اعتبار اسنادى بخشى از آنها، اعتماد عملى فقها به بيشتر آنهاست كه به رغم اين كه بخش كمترى از آنها در كتابهاى چهارگانه اصلى آمده، در منابع فقهى- چنان كه در ادامه نشان دادهايم-، در حدّ قابل توجّهى آمده و مورد استدلال قرار گرفتهاند.
٤. جايگاه دينى و فقهى سفيران چهارگانه
يكى از مسائل مهم در بحث ولادت ولىّ عصر عليه السلام و دوره غيبت صغرا و سپس آغاز دوره غيبت كبرا و نيز اعتبار و جايگاه توقيعات موجود، بويژه توقيعات فقهى، توجّه به شخصيت و جايگاه نايبان خاصّ امام عليه السلام است. اهمّيت اين امر در باره توقيعات فقهى، اين است كه اين بزرگواران در دوره غيبت صغرا كه حدود هفتاد سال به درازا كشيد، تنها كسانى بودند كه با امام عليه السلام ارتباط داشتند و مىتوانستند رابط ميان شيعيان و امام عليه السلام باشند.
استناد به توقيعات در استدلالهاى فقهى، بر پايه اين حقيقت است كه جامعه
[١]. ر. ك: وسائل الشيعة: ج ٣٠ ص ١٤٣.