دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١ - ١/ ١١ وكالت حاجز
ابو عمرو عَمرى (نايب اوّل)، توقيعى چنين برايم آمد: «و فرزند[١]- كه خداوند، حفظش كند- همواره در روزگار حيات پدرش- كه خدا از او خشنود باشد و او را خشنود كند و چهرهاش را خرّم گرداند-، مورد اطمينان ما بوده و براى ما مانند پدر و پر كننده جاى خالى اوست و فرزند به فرمان ما، فرمان مىراند و عمل مىكند. خداوند، سرپرستى او را بر عهده بگيرد! به [دستور و] سخن او عمل نما و اين را به كسانى كه با ما سر و كار دارند، اعلام كن»[٢].[٣]
١/ ١١ وكالت حاجز
٦٧٨. الكافى- با سندش به نقل از حسن بن عبد الحميد-: در كار حاجز،[٤] شك كردم. مالى را گرد آوردم و به پادگان سامرّا بردم. توقيع برايم آمد كه: «در ما ترديدى نيست و نيز در باره كسى كه به فرمان ما به جاى ما مىايستد. آنچه را با خود دارى، به حاجز بن يزيد باز گردان».[٥]
٦٧٩. كمال الدين- به نقل از عاصمى[٦]-: مردى در انديشه يافتن كسى بود كه حقّ واجب صاحب
[١]. مراد، محمّد بن عثمان، نايب دوم امام عصر عليه السلام، فرزند ابو عمرو عثمان بن سعيد( نايب اوّل امام عليه السلام) است.
[٢]. طبق نسخههاى ديگر كه« معاملينا» و نه« معاملتنا» دارند، ترجمه شد.( م)
[٣]. الغيبة، طوسى: ص ٣٦٢ ح ٣٢٥، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٤٩ ح ٣.
[٤]. حاجز بن يزيد وشّاء: وكيل ناحيه مقدّسه بوده است. شيخ صدوق، او را از كسانى شمرده كه بر معجزههاىامام زمان عليه السلام آگاه بودند و از وكيلان بغدادى بوده كه امام عليه السلام را ديده است( ر. ك: ج ٤ ص ٣٣٧ ح ٧٠٤- ٧٠٥ و ص ٣٤٦ ح ٧١٤ و ص ٣٧٣ ح ٧٢٣، الخرائج و الجرائح: ج ٢ ص ٧٠٠، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٢ ص ٢٥٥ ش ٢٩٩٩، كه مىگويد:« بنا بر قول اقوى، ثقه و جليل است»، معجم رجال الحديث: ج ٥ ص ١٦٠ ش ٢٤٤٥، كه مىگويد:« وكالت، بر وثاقت دلالت ندارد).
[٥]. الكافى: ج ١ ص ٥٢١ ح ١٤، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٦١، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٦٤، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٤٣، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٧ ح ٨، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٣٤.
[٦]. شيخ صدوق، نام او را در شمار كسانى آورده كه بر معجزههاى امام زمان عليه السلام آگاه بودند و از وكيلانى بوده كهامام عليه السلام را ديده است. گفته شده است: لقب چند نفر است: احمد بن محمّد بن احمد، احمد بن محمّد بن عاصم، محمّد بن سلامه، عيسى بن جعفر بن عاصم. آية اللَّه خويى مىگويد:« مراد از عاصمى، احمد بن محمّد عاصمى است»( معجم رجال الحديث: ج ١٤ ص ١٩٩ ش ٩١٧٩ و ج ٣ ص ٣٤ ش ٨١٥). مامقانى مىگويد:« وى با عيسى بن جعفر بن عاصم، ابو جعفر عاصمى، يكى است»( ر. ك: ج ٥ ص ٩٢ ح ٨١٠« بخش ششم/ فصل دوم/ و اين افراد»، قاموس الرجال: ج ١٢ ص ٥٤ ش ١٣٧- ١٣٩، تنقيح المقال: ج ٣ ص ٥٤« فصل الألقاب»).