دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ١/ ٢ نبوت و امامت
سؤال خواهد كرد. خدا براى صاحب اين نامه (جعفر كذّاب) بر عهده كسى كه نامه به او فرستاده شده و نه بر تو و نه هيچ كس ديگرى از مردم، امامت واجب الإطاعه و حق و پيمانى ننهاده است و در ادامه، سخنى روشنگر مىگويم كه برايتان كافى باشد، إن شاء اللَّه تعالى.
اى احمد بن اسحاق! خدا رحمتت كند! خداوند متعال، مردم را بيهوده نيافريد و آنها را مُهمَل ننهاد؛ بلكه آنها را با قدرت خود آفريد و برايشان گوش و ديده و دل و مغز قرار داد و سپس پيامبران را براى بشارت و هشدار آنان برانگيخت و به سوى ايشان فرستاد تا آنان را به اطاعت خدا فرمانشان دهند و از سرپيچى او، بازشان دارند و آنچه را از آفريدگار و دينشان نمىدانند، به آنان بياموزند، و كتابى بر آنان فرو فرستاد و فرشتگانى برانگيخت تا ميان آنها و خدايى كه آنان را به سوى ايشان فرستاد، رفت و آمد كنند، افزون بر فضيلتى كه براى پيامبران نسبت به مردم قرار داد و دليلهايى آشكار، برهانهايى هويدا و نشانههايى چيره را همراهشان كرد. از آنان، براى يكى، آتش را سرد و سلامت كرد و او را دوست خود گرفت، و از آنان، با يكى، سخن گفت و چوبدستىاش را تبديل به مارى بزرگ و آشكار كرد، و يكى از آنان، مرده را به اذن الهى زنده مىكرد و كور مادرزاد و پيسى را به اذن خدا شفا مىداد و به يكى از آنان، زبان پرندگان را آموخت و بخشى از همه چيزهاى ديگر را به او عطا كرد و سپس محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت تا رحمت براى جهانيان باشد و نعمتش را با او به كمال و سلسله نبوّت را با وى به پايان رساند و او را به سوى همه مردم فرستاد و صداقتش را آشكار ساخت و نشانهها و آياتى را براى وى هويدا كرد، و آن گاه او را ستوده و سعادتمند، قبض روح كرد و از ميان مردم برد.
و كار را پس از او به برادر، پسرعمو، وصى و وارثش، على بن ابى طالب عليه السلام سپرد و سپس به اوصياى از نسل او، يكى پس از ديگرى، و دينش را با آنان زنده كرد و نورش را با آنان به كمال رساند و ميان ايشان و برادران و پسرعموها و نزديكان و حتّى نزديكترين خويشان ايشان، تفاوتى آشكار نهاد تا حجّت، از آن كه بر او احتجاج مىشود و امام از مأموم، شناخته شود، بدين گونه كه آنان را از در افتادن به گناهان، نگاه داشت و از عيبها پاك نمود و از آلودگى پالود و از آميختگى [با فرهنگ جاهلى] دورشان داشت و ايشان را