راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٧ - سيما و شمايل پيامبر صلى الله عليه و آله
تندخويى نمىكرد به ديگران بىاعتنا نبود. نعمت را هر چند اندك بود، بزرگ مىشمرد، هيچ نعمتى را نكوهش نمىكرد و از طعم غذا بد نمىگفت و يا آن را ستايش نمىكرد، دنيا و آنچه مربوط به دنيا بود او را خشمناك نمىساخت ولى اگر به حريم حق تجاوز مىشد كسى را نمىشناخت«٢٥٢» و چيزى جلو خشمش را نمىگرفت تا انتقام آن را مىگرفت. نه براى خودش خشمگين مىشد و نه براى خود انتقام مىگرفت و اگر مىخواست اشاره كند، با تمام دست اشاره مىفرمود و هر گاه تعجب مىكرد دگرگون مىشد و هر گاه سخن مىگفت به خود اشاره مىكرد و كف دست راستش را به داخل شست چپش مىزد و چون خشم مىگرفت رو برمىگرداند و اظهار نفرت مىكرد و در وقت خوشحالى به پايين نگاه مىكرد. همه خندههايش لبخند بود، و نرم و سرد مىشد مانند قطرات بارانى كه از ابر مىچكد.
امام حسن عليه السّلام مىگويد: من مدتى اين مطالب را به حسين عليه السّلام نگفتم، بعد كه گفتم، معلوم شد او جلوتر از من آنچه را كه من از هند بن ابى هاله پرسيدهام، پرسيده است و راجع به ورود و خروج و از كيفيت مجلس و شكل و شمايل آن حضرت آنچه لازم ديده از پدرم پرسيده و چيزى را فروگذار نكرده است.
امام حسين عليه السّلام مىگويد: از پدرم راجع به ورود پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدم، فرمود: ورودش به منزل خود برايش مجاز بود و وقتى كه وارد مىشد ساعتهايى را كه در منزل بود سه قسمت مىكرد: يك قسمت براى خداى تعالى و يك قسمت براى خانواده و يك قسمت براى خودش، سپس قسمت خود را بين خود و مردم تقسيم مىكرد و بر توده مردم و خواص مىرسيد [و چيزى را از ايشان مضايقه نمىكرد] روش آن حضرت در بخش مربوط به امّت آن بود كه دستور مىداد براى صاحبان فضيلت رجحان قائل شوند و آنان را به قدر فضيلت دينيشان بهرهمند سازند. بعضى از آنان يك حاجت و بعضى دو، و برخى چندين حاجت داشتند، آن حضرت به آنها مىپرداخت و از طريق سؤال و جواب و خبر دادن از پاداش عملشان آنان را بدانچه بيشتر به صلاح ايشان و صلاح امّت بود مشغول مىساخت و مىفرمود: «حاضران به غايبان برسانند، شما حاجت كسى را كه نمىتواند حاجتش را ابلاغ كند، به من برسانيد زيرا هر كه حاجت كسى را كه قادر بر
«٢٥٢» در كتاب الشمائل ترمذى چنين آمده ولى در مكارم الاخلاق و دلائل ابونعيم آمده است : ((اگر حق دست به دست مى شد.))