پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - * رابطه نظم و علم
رويدادهاى تصادفى باشد؛ بلكه بايد لزوماً از علم و قدرت عظيمى سرچشمه گيرد.
نتيجه اينكه يك مبدأ علم و قدرت عظيم در ماوراى نظام جهان خلقت بوده و هست.- خواه او را خدا و اللَّه بناميم يا نام ديگرى بر او بگذاريم- چرا كه اسم گذارى تأثيرى در اين بحثها ندارد.
* رابطه نظم و علم
قبل از هر چيز بايد مقدّمه دوّم كه به اصطلاح كبراى قياس است اثبات گردد؛ و براى اين معنى لازم است تعريف كوتاهى از نظم داشته باشيم.
مىتوان گفت هر سازمان يا موجودى كه روى برنامه ويژهاى كار مىكند، و بازده خاصّى دارد، منظّم است؛ و به اين ترتيب حساب و برنامه و هدف سه عنصر اصلى نظم را تشكيل مىدهد. مثلًا ساعت يك نمونه موجود منظّم است؛ چرا كه اجزاى آن با حساب دقيقى ساخته شده، سپس براى تركيب آن برنامهاى تنظيم گشته، و هدف آن تعيين دقيق وقت است.
براى پى بردن به اين رابطه (رابطه نظم و علم) از چند دليل مىتوان كمك گرفت:
١- نخست وجدان است: با اينكه بسيارى از علماى بزرگ و دانشمندان و مخترعان و هنرمندان چيره دست را هرگز نديدهايم، و تنها اثرى از آنها به جاى مانده؛ ولى هنگامى كه با اين آثار، كتابها، صنايع، تابلوهاى نفيس، ساختمانهاى بديع مواجه مىشويم؛ بدون احتياج به هرگونه دليل، به عقل و ذوق و علم و مهارت صنعتى و هنرى آنها اعتراف مىكنيم.
٢- براى اثبات اين رابطه علاوه بر وجدان، از دلى منطقى نيز مىتوان كمك گرفت؛ زيرا براى به وجود آمدن يك ساختمان منظّم حداقل بايد در هفت مرحله انتخابگرى صورت گيرد.
مثلًا اگر يك عمارت باشكوه و زيبا و محكم را در نظر بگيريم، نخست از