پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - هدايت فطرى و غريزى در علم روز
را دارند و اين تعليمات را از كه آموخته؟! آيا از مادر خود آموخته؟ در حالى كه هرگز روى او را نمىبيند؛ يا اينكه به تجربه دريافته، با اينكه اين عمل در طول زندگانى او يك مرتبه بيشتر رخ نخواهد داد ... آيا نبايد اعتراف كرد كه اين كار صرفاً متّكى به يك الهام غيبى و غريزى است كه دست قدرت خداوند دانا در وجود او قرار داده است؟!)
٧- پلا تونف، دانشمند و روانشناس معروف روسى در كتاب روانشناسى در شوروى مىگويد: «در جنگ بزرگ جهانى تصادفاً به پزشكى برخوردم كه پس از چند شب بىخوابى بالاخره كمى خوابيد. در همان موقع مجروحين زيادى را آوردند كه مىبايستى فوراً تحت عمل قرار مىگرفتند، ولى پزشك را نمىشد بيدار كرد؛ تكانش داديم، آب به صورتش پاشيديم، سرش را تكان مىداد، و دوباره به خواب مىرفت. من به همه اشاره كردم سكوت كنيد (تا بيدارش كنم) سپس آهسته و به طور واضح به پزشك گفتم: دكتر! مجروحين را آوردهاند و به شما احتياج دارند. پزشك فوراً بيدار شد!»
سپس مىافزايد: «اين موضوع را چنين مىتوان توجيه كرد آنهايى كه قبلًا سعى مىكردند بيدارش كنند روى قسمت ممنوعه مغزش اثر مىگذاشتند در صورتى كه من پست نگهبانى مغز او را تحت تأثير قرار دادم. اين قسمت حتى در سنگينترين خواب هم بيدار مىماند، و بوسيله همين پست نگهبانى است كه بشر با دنياى خارج رابطه برقرار مىكند (و مسائل مورد علاقهاش را ناخودآگاه به همين پست نگهبانى مىسپارد.)
مادرى كه در كنار بچه بيمارش خوابيده و حتى بوسيله فرياد اطرافيانش هم بيدار نمىشود با كوچكترين ناله بچه بيمار بيدار مىگردد.
آسيابانى كه در تمام مدّت طوفان همراه رعد و برق مىخوابد همين كه سنگ آسيايش از كار مىايستد بيدار مىشود. (اينها همه به خاطر آن است كه ناخود آگاه مطالب مورد نظر را به پست نگهبانى مغز سپردهاند.)» [١]
[١]. روانشناسى در شوروى، صفحه ١٩ (با كمى تلخيص).