پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - 3- هوش حيوانات
در توحيد مفضّل نيز به اين نكته اشاره شده، و بعد از بيان خلقت چهار پايان مىفرمايد: «ثُمَّ مُنِعَتْ الذِّهْنَ وَ الْعَقْلَ لِتَذِلَّ لِلأَنْسانِ فَلا تَمْتَنِعَ عَلَيْهِ إذا كَدَّها الْكَدُّ الشَّدِيْدُ و حَمَّلَها الْحِمْلَ الثَّقِيْلَ»: «سپس خداوند عقل و هوش را از چهارپايان برداشت تا تسليم و رام انسان شوند؛ و هنگامى كه زحمات شديد و بارهاى سنگين بر آنها تحميل مىگردد سرپيچى نكنند.» [١]
البته نداشتن عقل و ذهن قسمتى از دليل رام شدن آنها است، زيرا علاوه بر اين، خداوند حكيم آنها را چنان آفريده است كه به زودى رام مىشوند و براى هميشه به همان حال باقى مىمانند؛ در حالى كه بعضى از حيواناتى كه در هوش و عقل همانند آنها هستند (مانند گرگ و پلنگ) اگر با زحمت زياد رام شوند جنبه موقتى دارد و در همان حال نيز بايد شديداً از آنها احتياط كرد، و گاه با مختصر غفلتى صاحبان خود را مىدرند.
٣- هوش حيوانات
شايد انتخاب اين عنوان بعد از آنچه در بحث گذشته گفته شد عجيب و متناقض به نظر آيد؛ در حالى كه چنين نيست؛ با اينكه حيوانات ظاهراً موجوداتى كم هوش يا بىهوش هستند؛ و ما انسانها معمولًا افراد كودن را به چهار پايان تشبيه مىكنيم؛ ولى آنها در پارهاى از مسائل چنان هوش و درايتى از خود نشان مىدهند كه اعجابآور است.
بسيارى از ما ديدهايم كه وقتى گلّه گوسفندان از صحرا باز مىگردند- در روستاهايى كه هرچند رأس گوسفند و بز متعلّق به خانوادهاى است- نزديك آبادى كه مىرسند هر كدام از آنها با سرعت از پيچ و خمهاى كوچههاى ده مىگذرد و بدون اشتباه به خانه صاحب خود مىرود.
همچنين ديدهايم كه هيچ گوسفندى اجازه نمىدهد غير از نوزاد خودش از پستاناش بنوشد؛ و هنگامى كه در تاريكى شب نوزادان را رها مىكنند و وارد گله گوسفندان مىشوند، هر نوزادى به سراغ مادر خود مىرود، و مادر بعد از
[١]. توحيد مفضّل (بحارالانوار، جلد ٣، صفحه ٩١).