پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - نقش فوقالعاده ابزار شناخت
در سومين آيه به صورت يك استفهام تقريرى از مشركانى كه خدا را رها كرده و در وادى بت پرستى سرگردان شدهاند، مىفرمايد: «اى پيامبر! به آنها بگو: چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىبخشد؟ و يا چه كسى مالك گوش و چشمها است؟»: قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ أَمْ مَنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ اْلأَبْصار
مسلّماً روزىهايى كه عائد انسان مىشود يا از آسمان است، (مانند: باران و هوا و نور آفتاب) و يا از زمين است (مانند: گياهان و درختان و معادن مختلف) همچنين علوم و دانشها و معارفى كه عائد انسان مىشود غالباً از طريق چشم و گوش است؛ چرا كه اين دو حس مهمترين وسيله ارتباط انسان با جهان خارج محسوب مىگردد، و همه اين ارزاق مادى و معنوى از سوى خدا است.
جالب اينكه در اينجا تعبير به مالكيت كرده است؛ و از آنجا كه مالكيت در اينجا مالكيت تكوينى است از مسأله آفرينش و خلقت جدا نخواهد بود، و در حقيقت تعبير به لازم شده است. همچنين جدا از مسأله تدبير امور نمىباشد؛ و لذا در پايان آيه باز به صورت استفهام مىفرمايد: «از آنها بپرس چه كسى امور جهان را تدبير مىكند؟»: وَ مَنْ يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ [١]
بلافاصله مىافزايد: (آنها با الهام از نداى فطرت) «به زودى مىگويند: خدا است كه مالك و آفريننده و مدبّر اين امور است»: فَسَيَقُوْلُوْنَ اللَّه
«به آنها بگو پس چرا تقوى و پرهيزگارى پيشه نمىكنيد؟!» فَقُلْ أَفَلا تَتَّقُوْنَ
يعنى پرهيز از پرستش بتها و روى آوردن به بيگانهها، و پرهيز از گناه و بىعدالتىها.
در چهارمين آيه ضمن اشاره به قسمتى از نعمتهاى بزرگ خداوند بر
[١]. بعضى از ارباب لغت گفتهاند كه «ملك» (با فتح ميم و كسر لام) به معنى كسى است كه با امر و نهى خويش در توده مردم تصرّف مىكند؛ و لازمه آن قدرت و توانائى و تدبير است.