پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - شكر منعم نردبان معرفة اللَّه
مورد نياز و مسافرت انسانها است؛ و با توجّه به اينكه تقريباً هفتاد و پنج درصد روى زمين را درياها پوشانده، و به تمام نقاط جهان راه دارد، و قسمت عمده مال التّجارهها، و مواد مورد نياز، از اين طريق حمل مىشود و قسمت زيادى از مسافرتها از اين طريق انجام مىگيرد، اهمّيّت اين مطلب روشنتر مىشود؛ مىفرمايد: «كشتىها را مىبينى كه سينه آب را مىشكافند در آن پيش مىروند»: وَتَرى الفُلْكَ مَواخِرَ فِيهِ
در پايان مىافزايد: بخشيدن اين نعمتها را نيز وسيلهاى براى زنده شدن روح شكرگزارى و به دنبال آن تحصيل معرفة اللَّه قرار داده، وگرنه خدا چه نيازى به شكر ما دارد؟ اينها همه بهانههايى است براى معرفت ذات و صفات او، و حركت به سوى اين كمال مطلق.
قابل توجّه اينكه «مواخر» جمع «ماخِرَة» از ماده «مخر» (بر وزن فخر) است؛ و اين ماده به طورى كه از مجموع كلمات ارباب لغت و مفسّران استفاده مىشود در اصل به معنى شكافتن است؛ شكافتن امواج آب با سينه كشتى، يا شكافتن امواج باد به وسيله صورت و بينى و پيشروى كردن، و يا شكافتن زمين براى زراعت؛ و از آنجا كه اين امور غالباً همراه با صدا است اين واژه به صداى وزش بادهاى شديد نيز اطلاق شده است. [١]
اصولًا تمام جهان و تمام زندگى انسان از لابلاى موانع مىگذرد؛ انسان بايد سينه آنها را بشكافد و به پيش رود و اين يك نكته مهم است.
ضمناً معلوم شد كه «مواخر» به معنى كشتى در حال حركت است؛ و لذا از ابن عباس نقل شده است كه آن را به معنى «جارية» تفسير كرده است؛ [٢] و ارزش كشتى نيز زمانى است كه در حال حركت باشد.
سومين و آخرين آيه خطاب به مشركان مكه، يا مؤمنان، و يا به احتمال قوى
[١]. به كتاب العين، مفردات راغب و تفسير قرطبى و كتب ديگر لغت و تفسير مراجعه شود.
[٢]. تفسير فخررازى، جلد ٢٠، صفحه ٧- همين معنى در تفسير روح المعانى و قرطبى ذيلآيه مورد بحث نيز آمده است.