پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - نخستين وظيفه هر انسان تحقيق است
افراط و تفريط در امان باشند؛ تعبير به الْمِيزان ناظر به آنها است. گروه سوم صاحبان نفس امارهاند كه أَنْزَلْنَا الْحَدِيْدَ «آهن را نازل كرديم» ناظر به آنها است كه نياز به مجازات دارند. [١]
در آيه چهارم به ابعاد مختلف مخصوصاً بعد اجتماعى و سياسى بعثت انبياء و نزول آئينهاى آسمانى اشاره شده، و براى تشويق مردم به پيروى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم اوصافى براى او ذكر مىكند؛ از جمله اينكه: آنها را به نيكىها دعوت مىكند؛ از زشتىها باز مىدارد؛ آنچه پاكيزه است براى آنها حلال مىشمرد، و آنچه خبيث و پليد است براى آنها تحريم مىكند تا آنجا كه مىگويد: «پيامبر بارهاى سنگين را از دوش آنها فرو مىگذارد، و غل و زنجيرهايى كه بر آنها بوده بر مىگيرد» وَيَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَ اْلأَغْلالَ الَّتِى كانَتْ عَلَيْهِمْ
مسلّماً اينها امورى است سرنوشت ساز و با مسأله تكامل انسان و سود و زيان او رابطه فوقالعاده نزديك دارد؛ حتى احتمال آن كافى است كه آدمى را به تحقيق وادارد.
«اصْر» (بر وزن مصر) در اصل به معنى بستن و محبوس ساختن چيزى با قهر و غلبه است؛ سپس به بارهاى سنگين و هر كار سنگينى كه انسان را از فعاليّت باز مىدارد اطلاق شده؛ و باز به همين مناسبت به طنابها و ميخهايى كه ستونها را با آن مىبندند «آصارْ» گفتهاند؛ و نيز عهد و پيمان و گناه را نيز به همين مناسبت «اصْر» مىگويند. [٢]
از تعبيراتى كه در كلمات ارباب لغت و مفسّران آمده ممكن است چنين استنباط كرد كه واژه «اصر» در اصل به معنى همان جسم سنگينى بوده، كه به پاى زندانى مىبستند تا نتواند حركت كند- و ما آن را «كُنْد» مىناميم- و قرار گرفتن آن در كنار «اغلال» همان طوق و زنجيرى كه به گردن مىنهادند متناسب
[١]. تفسير كبير فخررازى، جلد ٢٩، صفحه ٢٤١.
[٢]. تفسير مجمع البيان، جلد ٤، صفحه ٤٨٨ و فخررازى، جلد ١٥، صفحه ٢٥ و روح المعانى، جلد ٩، صفحه ٧٢ و مفردات راغب ماده «اصْر» و كتاب العين، جلد ٧، صفحه ١٤٧.