پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - نظام عجيب شب و روز
امر را تدريجى مقرّر فرموده است.
همچنين ممكن است اشاره به مسأله طلوع و غروب آفتاب باشد؛ زيرا هنگامى كه طلوع خورشيد نزديك مىشود نخست اشعّه آن به قسمت بالاى جو مىتابد، و كمى هوا روشن مىشود، و هر قدر خورشيد از پشت افق بالاتر مىآيد اين روشنائى بيشتر مىگردد، و به عكس در هنگام غروب آفتاب، شب يك مرتبه فرا نمىرسد، بلكه اشعّه آفتاب آهسته آهسته از طبقات پائين هوا برچيده شده، و تاريكى جاى آن را مىگيرد. اين انتقال تدريجى از نور به ظلمت و بالعكس، سبب مىشود كه انسان از نظر جسمى و روحى با آن هماهنگ گردد؛ و اگر شب يا روز ناگهان فرا مىرسيد مسلّماً آثار سوئى مىگذاشت.
جالب اين كه ظاهر آيه فوق اين است كه داخل شدن شب در روز و روز در شب در زمان واحد صورت مىگيرد؛ و به راستى همين است. زيرا در مناطق شمال خط استواء، در فصل تابستان شب تدريجاً كاسته و جزء روز مىگردد؛ يعنى مصداق يُوْلجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ است، و در همان زمان در زيز خط استواء از روزها كم شده و جزء شب مىگردد و مصداق يُوْلِجُ النَّهارَ فى اللَّيْل است! [١]
در حديث معروف مفضّل چنين آمده است كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
اى مفَضل! درست در داخل شدن تدريجى شب و روز در يكديگر بينديش ...
اگر داخل شدن يكى در ديگرى ناگهانى صورت مىگرفت به بدنها زيان مىرسانيد، و انسانها را بيمار مىكرد. درست مثل اين كه كسى از شما ناگهان از حمّام داغى به جاى سرد منتقل شود، مسلّماً زيان به او مىرساند و بدنش را بيمار مىكند ... اگر تدبير الهى در اين نبود چرا اين انتقال به شكلى صورت گيرد كه سلامت انسان در آن باشد. [٢]
[١]. طريحى در مجمعالبحرين در مادّه «ولج» به اين نكته توجّه كرده است!
[٢]. بحارالانوار، جلد ٣، صفحه ١١٨.