پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤ - شرح مفردات
«زَوْج» در اصل به معنى حيوان مذكّر و مؤنث است كه به هر كدام از آنها اين واژه اطلاق مىشود؛ و گاه به معنى وسيعترى اطلاق مىگردد و هر دو چيز كه قرينه يكديگر باشند، خواه قرينه بودن از جهت شباهت بوده باشد، يا از تضاد، (مانند جفت كفش، يا جوراب، يا شب و روز و خير و شرّ و مانند اينها)، و اعدادى كه قابل تقسيم به دو قسم مساوى هستند اطلاق مىگردد؛ چرا كه هر بخشى از آن قرينه بخش ديگر است، ولى در انسانها به دو فردى گفته مىشود كه با هم پيمان زناشوئى بستهاند.
بعضى از ارباب لغت گفتهاند: معنى «زوج» عبارت از شكلى است كه براى او نظير بوده باشد، مانند اصناف و الوان مختلف، يا چيزى كه براى او ضدّى وجود داشته باشد، مانند: تر و خشك، مذكر و مؤنث، شب و روز، شيرين و تلخ؛ و نيز تصريح كردهاند كه «زوج» به معنى هريك از آن دو فرد است، نه هر دو با يكديگر؛ بلكه آن دو را بايد «زوجان» گفت، و اطلاق زوج بر هر دو، از كلام جهّال و افراد نادان است. [١]
«لِتَسْكُنُوا» از مادّه «سكون» در اصل به معنى ثابت شدن چيزى بعد از حركت است. در مقاييس اللّغه آمده است كه اصل آن به معنى آرامش، و حالت خلاف اضطراب و حركت است، و گاه به تخفيف فشار طوفان و باد و گرما و سرما، و باران و غضب نيز اطلاق مىشود، و سكّان كشتى را از اين جهت سكّان ناميدهاند كه مايه آرامش كشتى و قرار دادن آن در مسيرهاى صحيح است، و به كارد از اين نظر «سكيّن» گفته مىشود كه با بريدن سر حيوان، حركات او را فرو مىنشاند. به حالت آرامش و اطمينان خاطر درونى نيز «سكينه» گفته مىشود، و «مسكين» به كسى اطلاق مىشود كه به خاطر شدّت فقر، گوئى ساكن شده است و «مسكن» به محلّى گفته مىوشد كه جاى سكونت و آرامش انسان است. [٢]
«شُعُوْب» به گفته بعضى جمع «شَعْب» (بر زون صعب) و به گفته بعضى ديگر جمع «شِعْب» (بر وزن فِعل) مىباشد، در حالى كه بعضى ديگر، مانند:
[١]. مفردات، مصباح اللّغه، التحقيق و لسان العرب.
[٢]. التحقيق، لسان العرب، مفردات، مجمع البحرين و كتاب العين.