پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - شرح مفردات
مىرود و شاخ و برگ پيدا مىكند؛ و گاه به امور معنوى نيز اطلاق مىشود، مانند:
وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُوْنَةَ فِى الْقُرانِ [١]
(كه به معنى شجره زقوم يا قوم يهود يا بنىاميه تفسير شده است.) [٢]
«زَرْعٍ» به طورى كه از كتب مختلف لغت استفاده مىشود، در اصل به معنى پاشيدن بذر و دانه در زمين است؛ و از آنجا كه روئيدن گياه و برداشتن محصول به دنبال افشاندن بذر خواهد بود، به هريك از اين امور نيز «زرع» اطلاق مىشود.
بعضى گفتهاند: «زرع» به معنى رويانيدن است، و اين در حقيقت كار خدا است؛ و اگر واژه «زارع» به بندگان اطلاق مىشود به خاطر آن است كه اسباب و مقدمات آن را فراهم مىسازند، و گاهى به «مزروع» نيز «زرع» گفته مىشود.
واژه «زرع» غالباً بر گندم و جو اطلاق مىشود؛ ولى مفهوم آن در اصل گستردهتر است، و اين دو و غير آن را شامل مىگردد. [٣]
«ثَمَرْ» در مقائيس اللّغه آمده است كه اين واژه در اصل به معنى هر چيزى است كه از چيز ديگر متولّد مىگردد؛ و بعضى گفتهاند: كه فقط به معنى نتيجهاى است كه از درخت به دست مىآيد.
بعضى ديگر از ارباب لغت نيز تصريح كردهاند كه هر موجودى كه از موجود ديگرى متولّد و حاصل گردد؛ خواه خوردنى باشد، يا غير خوردنى، مطلوب يا غير مطلوب، شيرين يا تلخ، «ثمر» ناميده مىشود.
ولى ظاهر اين است كه «ثمر» در اصل مفهوم محدودى داشته كه همان ميوهاى است كه از درخت به دست مىآيد، ولى بعد اين مفهوم گسترش پيدا كرده و به صورت كنائى بر حاصل و مولود هر شىء اطلاق شده است، تا آنجا كه گفته مىشود ثمره و ميوه اين مكتب يا اين تعليمات چنين و چنان بوده است.
در روايت آمده است: «أُمُّكَ أَعْطَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها» «مادرت به تو از ثمره
[١]. سوره اسراء، آيه ٦٠.
[٢]. مفردات راغب، مقائيس اللّغه، مصباح اللغه، و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم.
[٣]. مفردات راغب، لسان العرب و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، و صحاح اللّغه.