پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦ - شرح مفردات
٦- «به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان، و در درون جانشان، به آنها نشان مىدهيم، تا آشكار گردد كه او حق است.»
شرح مفردات:
«سَمْع»، در اصل به معنى قوّه شنوائى است؛ و گاه به خود گوش هم گفته مىشود. اين واژه گاه به معنى گوش فرا دادن، و اجابت دعوت و قبول و تجسّس نيز آمده است، و هنگامى كه در مورد خداوند به كار رود به معنى علم و آگاهى او به مسموعات است. جمع «سمع»، «اسماع» است؛ ولى در قرآن مجيد هرگز اين واژه به كار نرفته است؛ شايد به اين دليل كه خود «سمع» در معنى جمعى نيز استعمال مىشود. [١]
«بَصَر» هم به معنى عضو بينائى (چشم) و هم به معنى قوّه بينائى به كار مىرود. اين واژه، در معنى نيروى عقل و درك نيز استعمال مىشود، و به آن «بصر» و «بصيرت» مىگويند. (جمع «بصر»، «ابصار» و جمع «بصيرت»، «بصائر» است.)
ولى هرگز واژه «بصيرت» به چشم گفته نمىشود؛ بلكه به آن «بصر» مىگويند و عجيب اينكه گاهى واژه «بصير» به افراد نابينا، اطلاق مىشود، ولى ظاهراً اين استعمال نه به خاطر علاقه تضاد است؛ بلكه به خاطر آن است كه افراد نابينا غالباً از نيروى ادراك قوىترى بهرهمندند، و فقدان حسّ بينائى خود را با قوّت تفكر و بصيرت، جبران مىكنند؛ [٢] همانگونه كه ما در فارسى نيز به افراد نابينا، روشندل مىگوئيم.
بعضى از ارباب لغت، مانند نويسنده مصباح معنى اصلى «بصر» را نورى كه به وسيله آن، موجودات را مىتوان مشاهده كرد، دانستهاند، و در مقاييس براى آن دو معنى ذكر شده: يكى آگاهى بر چيزى، و ديگر كلفتى و غلظت چيزى.
ولى معنى اوّل كه راغب نيز در مفردات آورده، با موارد استعمال اين واژه،
[١]. لسان العرب، مفردات، مجمع البحرين، و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم.
[٢]. مفردات راغب.