پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - آيا سايه هم نعمت بزرگى است؟
آرى توجّه به اين نعمتها و اسرار مختلف آنها از يك سو انسان را به علم و قدرت خدا آشنا مىسازد؛ و از سوى ديگر به خاطر تحريك حسّ شكرگزارى او را وادار به تسليم در برابر فرمان پروردگارى كه اين همه لطف و مرحمت دارد مىكند.
سوّمين آيه در شكل آيات توحيدى، مشركان را مورد ملامت و سرزنش قرار داده؛ مىگويد: «آيا آنها خلوقات خدا را نديدند كه چگونه سايههايشان از راست و چپ براى خدا سجده مىكنند، در حالى كه خاضعاند؟»: اوَلَمْ يَرَوْا الى ما خَلَقَ اللَّه مِنْ شَىءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِيْنِ وَ الشَمائِلِ سُجَّداً للَّهِ وَ هُمْ داخِرُوْنَ [١]
چه تعبير جالبى! سايهها همه سر بر زمين نهاده و در برابر ذات پاك او سجده مىكنند؛ چرا كه تسليم فرمان او هستند و اين خضوع و تسليم در برابر قوانين آفرينش سجده آنها در پيشگاه حق است!
چگونه انسان حتى از سايهها كمتر باشد، و در برابر بتها، و نه در مقابل پروردگار سجده كند.
سجده سايهها جزئى از سجده عمومى تمام موجودات آسمان و زمين است؛ و لذا در ادامه همين آيه، اشاره به اين سجده عمومى كرده، مىفرمايد: «و آنچه در آسمانها و زمين از جنبندگان است براى خدا سجده مىكنند» وَللَّهِ يَسْجُدُ ما فى السَّمواتِ وَ ما فى اْلأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ
در اينجا بحثهاى مشروحى است كه به هنگام بحث از سجده عمومى موجودات جهان در برابر حق مطرح خواهد شد.
به هر حال اين آيه نيز اشاره لطيفى به اهمّيّت سايهها و آثار آن دارد كه
[١]. «يَتَفيَّؤُا» از مادّه «فيىء» به معنى بازگشت و رجوع است؛ و بعضى آن را منحصراً به معنى سايههاى موجودات به هنگام عصر كه آفتاب بر مىگردد مىدانند، و اطلاق اين واژه بر قسمتى از غنائم جنگى يا به خاطر رجوع آن به مسلمين، و يا زوال و فناى نهائى آنها همچون سايهها است؛ و «داخر» به معنى متواضع مىباشد.