پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - آفرينش حيات شاهكار آفرينش
مرگ، هم دليلى بر توحيد و هم دليلى بر امكان معاد شمرده شده است.
آيه سوّم، گرچه در رديف آيات معاد قرار گرفته؛ ولى همانگونه كه گفتيم، مسأله حيات و مرگ، هم دليلى است، براى اثبات وجود خدا، و هم براى اثبات معاد. تعبير به هو يُحْيِى وَ يُمِيْتُ، اشاره به اين است كه حيات و مرگ تنها به دست او است؛ و چنين پديده فوق العاده مهم و شگرفى از هيچكس جز خداوند قادر متعال ساخته نيست.
آيه چهارم در رديف آيات توحيد در سوره مؤمنون آمده است و روى دو مسأله تكيه مىكند: مسأله حيات و مرگ، و مسأله آمد و شد شب و روز؛ و اين دو شباهت زيادى با هم دارند. مرگ همچون ظلمت است، و حيات همچون نور و روشنائى، و مقدّم داشتن شب، بر روز، نيز ممكن است از همين نظر باشد، چرا كه مرگ قبل از حيات بوده و انسان نخست اجزائى مرده بود؛ سپس خداوند لباس حيات در اندامش پوشانيد.
اختلاف ليل و نهار خواه به معنى آمد و شد شب و روز باشد- از مادّه «خِلْفه» بر وزن حِرفه، به معنى پشت سر هم آمدن و جانشين يكديگر شدن- و يا از مادّه «خِلاف» به معنى تفاوت و دگرگونى تدريجى در فصول مختلف سال. هر كدام باشد حاكى از نظام دقيقى است كه بر آن حكمفرما است و فصال چهارگانه و بركات حاصل از آن را به دنبال دارد، همانگونه كه مسأله مرگ و حيات و نظام حاكم بر آن در جامعه انسانيّت نيز آثار و پيامدهاى زيادى دارد كه بدون آن نظم زندگى انسان ممكن نيست.
اگر هيچكس نمىمرد زمين جاى زندگى نبود، و اگر همه به سرعت مىمردند زمين خالى مىشد؛ ولى آفريننده اين دستگاه آن چنان نظام دقيقى بر آن حاكم كرده كه هميشه اقوامى بر روى زمين زندگى مىكنند كه قادر بر استفاده از مواهب حيات هستند، گروهى مىآيند و گروهى مىروند.