پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - 4- فرضيه جنسى
- در اين قبيله خيالى، پدر، زنان بسيارى داشت، و فرزندان جوان در محروميّت به سر مىبردند؛ سرانجام قيام كردند پدر را كشتند و گوشت او را خوردند، و بعد پشيمان شدند، و با صرفنظر كردن از زنان قبيله عمل خود را انكار و تقبيح نمودند- و از اينجا يك ممنوعيت (و به گفته او تابو) در ميان آنها پيدا شد (ممنوعيت ازدواج با محارم).
او مىافزايد: در ميان قبائل وحشى امروز چيزى بنام توتم، وجود دارد كه مانند پدر يا سلف اعضاى قبيله، و محافظ و ولى نعمت آنها است.
آنها به توتم، احترام مىگذارند و تصوّر مىكنند كه بايد خود را شبيه او كنند.
(اين اعتقاد به توتم، نيز از همان اعتقاد به قبيله موهوم سرچشمه مىگيرد.)
فرويد معتقد است كه اعتقاد به تابو و توتم، سرچشمهاى براى پيدايش عقائد مذهبى است كه طبق آنچه در بالا گفته شد ارتباطى با مسئله جنسى دارد! [١]
ولى گذشته از اينكه فرضيه جنسى فرويد بر پايه يك افسانه (افسانه قبيله موهوم) بنا شده؛ تحليلهاى خود او نيز شباهت زيادى به افسانهها و اسطورهها دارد؛ و از اينجا سرچشمه مىگيرد كه او روح و جسم انسان را كه داراى ابعاد مختلف و تمايلات گوناگون است تنها از يك زاويه، و به صورت يك بعدى ديده است.
درست است كه انسان داراى غريزه جنسى است؛ ولى مسلّماً تمام وجود انسان در غريزه جنسى خلاصه نمىشود. جسم او تحت تأثير غرائز مختلفى است، و روح او تمايلات عالى گوناگونى دارد. يك بعد نگرى بلائى است كه نه تنها فرويد به آن گرفتار بود، سوسياليستها هم كه وجود انسان را در بعد اقتصادى خلاصه مىكردند به گونه ديگرى به آن گرفتار هستند، و هر دو در شناخت انسان سخت در اشتباهاند.
خوب بود فرويد به جاى تكيه بر موهومات، اين واقعيّت را مىنگريست كه
[١]. اقتباس از كتاب فرويد و فرويديسم.