پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - استاد ازل!
حروف، و بعد از طريق تركيب آنها به يكديگر و ايجاد كلمات، و سپس نامگذارى اشياء و مفاهيم مختلف، توانائى يافته است كه مقاصد درونى خود را از اين طريق كه هم سهل و آسان و هم در اختيار همگان است، تمام مفاهيم مادّى و معنوى، جزئى و كلّى، مستقل و وابسته را از هر قبيل منعكس كند؛ و به راستى اگر اين استعداد خلّاق خدا داد نبود و انسان سخن گفتن نمىدانست نه تمدّنى وجود داشت، و نه علم و دانش تا اين حد ترقّى مىكرد، و نه انسان مىتوانست پايههاى زندگى را بر اساس تعاون و همكارى جمعى، قرار دهد چرا كه همكارى فرع رابطه نزديك با يكديگر است.
در تفسير الميزان آمده است يكى از مهمترين دلائل بر اينكه هدايت انسان به سوى «بيان» از طريق الهام الهى صورت گرفته، همان اختلاف لغات امّتها و طوائف است كه هر امّت و طائفهاى با ويژگىهايى كه در خصائص روحى و اخلاق نفسانى و مناطق طبيعى دارند براى خود لغتى وضع كردهاند. [١]
بعضى از محقّقان عدد زبانهاى موجود در دنيا را بالغ بر سه هزار زبان دانستهاند، و بعضى عدد را بالاتر از اين نيز گفتهاند؛ [٢] و اين تنوّع به راستى عجيب، و از نشانههاى قدرت و عظمت خدا است.
اصل سخن گفتن از آيات بزرگ حق است، و اين تنوّع لغات، آيت بزرگ ديگرى است؛ و هر دو از ويژگىهاى خلقت بشر محسوب مىشود.
ممكن است بعضى از پرندگان با آموزشهاى مكرّر سخنان جذابّى بگويند، ولى بدون شك كار آنها چيزى جز تقليد در الفاظ بسيار محدود از انسان نيست، بىآنكه مفاهيم همه جملهها را نيز درك كنند. تنها انسان است كه مىتواند به طور نامحدود جمله بسازد و مفاهيم مختلف را در قالب آن بريزد و بيان كند و اين كار را با آگاهى كامل انجام دهد.
در حديث توحيد مفضّل از امام صادق عليه السلام نيز به اين آيت بزرگ الهى توجّه
[١]. الميزان، جلد ١٩، صفحه ١٠٧.
[٢]. دائرة المعارف فريد وجدى، جلد ٨، صفحه ٣٦٤.