پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - نخستين وظيفه هر انسان تحقيق است
روم و تحقيق كنم. هنگامى كه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد؛ حضرت قسمتى از آيات سوره فصّلت را بر او خواند تا به آيه مورد بحث رسيد كه مىگويد: «اگر آنها رويگردان شوند بگو: من شما را به صاعقهاى همچون صاعقه عاد و ثمود انذار مىكنم» فَانْ اعْرَضُوا فَقُلْ انْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُوْدَ
وليد از شنيدن اين آيات لرزه بر اندامش افتاد، و موبرتنش راست شد؛ از جا برخاست و به خانه خود رفت و در را به روى خويش بست؛ تا آنجا كه سران قريش گمان كردند او متمايل به آئين اسلام شده. وقتى به سراغش آمدند و توضيح خواستند؛ گفت: من هرگز مسلمان نشدهام، ولى حقاً سخنان محمد صلى الله عليه و آله و سلم جاذبه عجيبى دارد كه دلها را با خود مىبرد! و من پيشنهاد مىكنم آن را سحر! بناميد. [١] آيا اينگونه تهديدها كه در آيات قرآن و ساير منابع دينى آمده؛ نمىتواند انگيزه حركت به سوى تحقيق (براى كسانى كه هنوز ايمان نياوردهاند) گردد؟
در هفتمين آيه مورد بحث، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مأمور مىشود كه همه مخالفان خود را مخاطب ساخته و به يك مسأله اندرز دهد؛ و آن اينكه: به صورت انفرادى يا جمعى براى خدا قيام كنند، و فكر خود را به كار گيرند تا بدانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نه مجنون است (و نه ساحر) بلكه بيم دهندهاى است در برابر عذاب شديد الهى انْ هُوَ الّا نَذِيْرٌ لَّكُمْ بَيْنَ يَدَىْ عَذَابٍ شَدِيْدٍ
تمام تعبيرهاى اين آيه، حساب شده است.
تعبير به «انّما» كه براى حصر است. (فقط يك چيز)
تعبير به «موعظه» كه معمولًا در مواردى به كار مىرود كه عقل به چيزى حكم مىكند؛ ولى چون انسان از آن غفلت دارد، شخص دلسوزى او را اندرز مىدهد و بيدار مىكند.
[١]. بحارالانوار، جلد ١٧، صفحه ٢١١، و تفاسير ديگر (اصل حديث مفصّل است و ما آن را با تلخيص نقل كرديم؛ مشروح آن را در تفسير نمونه، جلد ٢٠، صفحه ٢٠٧ تا ٢٠٩ ملاحظه كنيد.)