پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - روح اجتماعى بشر يكى از بزرگترين مواهب الهى
بيگانه و نا آشنا، همانگونه كه درباره پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در قرآن مىخوانيم:
هُوَ الَّذِى بَعَثَ فى اْلأُمِيِّيْنَ رَسُوْلًا مِنْهُمْ «او كسى است كه در ميان افراد درس نخوانده رسولى از جنس خود آنها (كه درست نخوانده بود و خط ننوشته بود و مسأله آموزش صد مدرس شد) آفريد.»
در سومين آيه اشاره به آفرينش انسان از نطفه مختلط مىكند؛ مىفرمايد: «ما انسان را از نطفه مختلطى آفريدهايم و او را مىآزمائيم، و لذا او را شنوا و بينا قرار داديم»: انّا خَلقْنا اْلأَنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيْهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيْعاً بَصِيْراً
در اين آيه به سه ويژگى انسان اشاره شده: نخست اختلاط نطفه او است. اين اختلاط كه از واژه «امْشاج» جمع «مَشيج» يا «مشَجَ» (بر وزن مَدَد) به معنى شىء مخلوط استفاده مىشود معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هم اختلاط نطفه را از «اسپر» و «اوول» شامل مىشود، و هم مواد گوناگون معدنى و آلى فلز و شبه فلز كه دست به دست هم دادهاند و نطفه را ساختهاند، و هم ممكن است اشاره به قواى مختلف و استعدادهاى گوناگون و ذوقهاى متفاوتى باشد كه در نطفه انسانها وجود دارد و او را براى زندگى اجتماعى در تمام زمينهها آماده مىسازد.
دوّم جمله «نَبْتَلِيهِ» مىباشد كه اشاره به انتقال انسان از حالتى به حال ديگر، و دگرگونىهاى مستمر و انواع آزمايشها و امتحانات است كه او را در مسير تكامل پيش مىبرد، و دليل بر تكليف و مسئوليت انسان مىباشد؛ زيرا امتحان بدون آزادى اراده، و قابليت تكاليف امكانپذير نيست.
سوم دارا بودن ابزار مهم شناخت است كه از همه مهمتر گوش و چشم مىباشد. گوش براى استفاده از علوم نقلى و افكار ديگران، و چشم براى مشاهده و تماس مستقيم، با حقايق جهان است.
چنين انسانى با چنين ويژگىها شايسته مقام خليفة اللّهى است؛ و توانائى بر زندگى دسته جمعى دارد.