پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - نخستين وظيفه هر انسان تحقيق است
محال است كسى احتمال دهد مطلبى در سرنوشت او تأثير مهمى دارد و خود را موظف به تحقيق پيرامون آن نداند.
مسأله ايمان به خدا و جستجوى از مذهب مسلّماً در زمره اين مسائل است، چرا كه در محتواى مذهب سخن از مسائل سرنوشت به ميان مىآيد، سخن از مسائلى كه خير و شر انسان با آن رابطه تنگاتنگ دارد.
بعضى براى روشن ساختن اين مطلب مثال ذكر مىكنند، مىگويند فرض كنيد كسى را بر سر يكى دو راهى ببينيم كه مىگويد ماندن در اينجا قطعاً خطرناك است و انتخاب اين راه (اشاره به يكى از آن دو) نيز مسلّماً خطرناك و راه ديگر راه نجات است، و سپس قرائن و شواهدى براى هريك مطرح مىكند، بدون شك هر راهگذرى خود را موظف به تحقيق مىبيند و بىاعتنأى به آن را مخالف حكم عقل.
با توجه به اين مقدمه به سراغ تفسير آيات مىرويم.
نخستين آيه مورد بحث دعوت پيامبر خدا را به سوى اسلام، دعوت به سوى حيات و زندگى حقيقى مىشمرد، اين دعوت نشان مىدهد كه تمام محتواى اسلام را مىتوان در مفهوم «حيات» جمع كرد، حياتى كه هم شامل حيات معنوى مىشود و هم شامل حيات مادى، حياتى همه جانبه.
گرچه بعضى معنى حيات را در اينجا به خصوص «قرآن» يا «ايمان» يا «جهاد» يا مانند آن تفسير كردهاند [١] ولى مسلم است حيات مفهوم وسيعى دارد كه همه اينها، و همه آنچه را در زندگى معنوى و مادى انسان اثر مىگذارد شامل مىشود.
به هر حال، اگر كسى چنين دعوتى از ما كند آيا ممكن است دعوت او را ناديده بگيريم؟ و حتى خود را موظف به تحقيق ندانيم؟
[١]. در تفسير فخررازى، جلد ١٥، صفحه ١٤٧ و الميزان، جلد ٩، صفحه ٤٣، و روح المعانى، جلد ٨، صفحه ١٦٩، و قرطبى، جلد ٤، صفحه ٢٨٢٥، اين احتمالات از مفسّران نقل شده است.