پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - بر اين خوان نعمت چه دشمن چه دوست؟
در خصوص اسب به كار رفته، ولى مسلّم است كه در اينجا معنى وسيع و گستردهاى دارد كه تمام جنبندگان را شامل مىشود [١]
واژه «مُسْتَقّرَ» به معنى قرارگاه، و محلّ ثابت است؛ و در اصل از مادّه «قرّ» (بر وزن حُرّ) به معنى سرماى شديد گرفته شده كه انسان را خانهنشين مىكند.
«مُسَّتَوْدَع» به معنى محل غير ثابت است، از مادّه «وديعه» گرفته شده و در اصل به معنى ترك گفتن و رها كردن چيزى است؛ و به همين جهت، به امور ناپايدار، «مستودع» گفته مىشود.
اين تعبيرات اشاره به آن است كه تصوّر نكنيد خداوند روزى موجودات را تنها در خانه آنها حواله مىكند؛ بلكه هرجا باشند و در هر نقطهاى از زمين و آسمان، محل آنها را مىداند و مىبيند و روزى آنها را در همانجا حواله مىكند!
جمعى از مفسّران، ذيل اين آيه، حديثى نقل كردهاند كه موسى عليه السلام هنگامى كه وحى بر او نازل شد- و او در شب تاريكى در بيابان و وادى طور همراه همسر و فرزندش بود- مأموريت پيدا كرد كه به سراغ فرعون برود؛ فكرش متوجّه همسر و فرزندش بود كه وضع آنها چه خواهد شد؟ خداوند به او دستور داد كه عصايش را بر صخرهاى بكوبد. صخره از هم شكافت، و در درون آن صخره ديگرى بود و باز عصايش را بر آن زد و آن هم شكافته شد، و صخره سومى درون آن بود، باز عصا را بر صخره سوم فرو كوفت كرمك كوچكى به اندازه مورچه ريزى در آن نمايان گشت، و در دهانش چيزى شبيه غذا بود، در اين هنگام خداوند حجاب را از گوش موسى عليه السلام برداشت و او شنيد كرمك چنين مىگويد: «سُبْحانَ مَنْ يَرانِى، وَ يَسْمَعُ كَلامِى، وَ يَعْرِفٌ مَكانى وَ يذْكُرُنى وَ لايَنْسانى»: «پاك و بىعيب است خدائى كه مرا مىبيند، و سخن مرا مىشنود، و مكان مرا مىداند، و مرا به ياد دارد و فراموشم نمىكند.» [٢]
[١]. «تاء» در «دابّة» دليل بر تأنيث نيست، بلكه تمام حيوانات اعم از مؤنّث و مذكّر را شامل مىشود، و يا به تعبير ديگر، تأنيث آن لفظى است نه حقيقى. (مفردات راغب و تفسير فخررازى، جلد ١٧، صفحه ١٨٥).
[٢]. تفسير فخررازى، جلد ١٧، صفحه ١٨٦ و روح البيان، جلد ٤، صفحه ٩٧ و روح المعانى، جلد ١٢، صفحه ٢.