پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - بر اين خوان نعمت چه دشمن چه دوست؟
در عبادت روى چهار مسأله تكيه شده: آفرينش انسان، روزى دادن به او، و مرگ، و حيات مجدّد او؛ و همه اينها از سوى خداوند معرّفى شده؛ چرا كه همه داراى نظام دقيقى است كه نشان مىدهد از سوى مبدأ علم و قدرتى سرچشمه گرفته است. لذا مىفرمايد:
«خداوند همان كسى است كه شما را آفريد، و سپس روزى داد، سپس مىميراند و بعد زنده مىكند»: اللَّه الَّذِىْ خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيْتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيْكُمْ
«آيا هيچكدام از همتايانى كه براى خدا قرار دادهايد قدرت بر چنين كارهايى دارند»: هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذلِكُمْ مِنْ شَىءٍ
بنابراين بايد قبول كنيد كه او منّزه است؛ و برتر از اينكه همتائى براى او قرار دهند.» سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يُشْرِكُوْنَ
هرگاه ما بدانيم كه آفرينش و روزى و مرگ و حيات ما به دست او است؛ معنى ندارد به سراغ غير او برويم، و در برابر غير او سر تعظيم و تسليم فرود آوريم.
قابل توجّه اينكه مسأله خلقت و آفرينش، روزى و مرگ و حيات را شامل مىشود، چرا كه تمام انواع روزىها بازگشت به آفرينش خدا مىكند؛ همچنين حيات نيز جزء خلقت و روزىهاى الهى است و مرگ باز پس گرفتن آن است.
بنابراين تكيه بر اين سه قسمت نه به خاطر آن است كه چيزى غير از خلقت است؛ بلكه در حقيقت مصاديق مهمّى از آن موضوع كلى را شرح مىدهد.
اين نكته نيز قابل دقت است كه زنده شدن بعد از مرگ گرچه مورد قبول مشكران عرب نبود؛ ولى اين آيه اشاره لطيفى به اين استدلال است كه آفرينش نخستين و نعمت حيات در آغاز كار، دليل روشنى است بر امكان تكرار آن در قيامت و رستاخيز. بلكه اگر درست بينديشيم مسأله مرگ و حيات در همين جهان به صورت مستمر ادامه دارد؛ و در هر سال و ماه، بلكه هر روز و هر ساعت وجود انسان صحنه مرگ و حيات است، هزاران هزار سلّول مىميرند، و