پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣ - آيا سايه هم نعمت بزرگى است؟
مىتواند به عنوان يك منبع الهام بخش توحيد مورد توجّه قرار گيرد.
در چهارمين آيه سايهها را در رديف موجودات آسمان و زمين كه همگى براى خداوند خضوع و سجده مىكنند قرار داده؛ مىفرمايد: «تمام كسانى كه در آسمان و زمين هستند، و همچنين سايهها آنها، هر صبح و عصر از روى اطاعت و تسليم يا اجبار و اكراه براى خدا سجده مىكنند»: وَللَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ اْلآصالِ.
تعبير به «طَوْعاً و كَرْهاً» ممكن است اشاره به اين باشد كه موجودات عاقل و با شعور از روى ميل و رغبت؛ و موجودات فاقد عقل، همچون سايهها، به حكم قوانين الزامى آفرينش تسليم فرمان خدا هستند.
يا اينكه مؤمنان از روى ميل و رغبت، و غير مؤمنان كه حاضر به سجده اختيارى نيستند تمام ذرّات وجودشان به حكم قوانين الزامى آفرينش تسليم فرمان خدا است؛ و سجود تكوينى در برابر ذات پاك او دارند.
يا اينكه مؤمنان در همه حال (در راحتى و مشكلات، و در آرامش و اضطراب) در برابر او پيشانى بر خاك مىنهند؛ ولى كافران تنها در حال اضطرار و به هنگام هجوم مشكلات رو به سوى او مىآورند.
البته در ميان اين تفسيرهاى سه گانه تضادى نيست؛ و جمع آنها در مفهوم آيه ممكن است.
تعبير به «مَن» در آيه فوق گرچه ظهور در صاحبان عقل دارد؛ ولى اين احتمال بسيار نزديك به نظر مىرسد كه در اينجا مفهوم عامّى داشته باشد و شامل تمام موجودات عاقل و غير عاقل گردد؛ و تعبير به «مَن» به اصطلاح از باب تغليب باشد.
اما تعبير به «غدو» و «آصال» (صبح و شامگاهان) شايد به اين دليل است كه در وسط روز ممكن است سايهها محو شوند، و يا بسيار محدود و كوچك گردند؛ در حالى كه در صبح و شام چنين نيست. از اين گذشته اين تعبير در بسيارى از