پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠ - آيا سايه هم نعمت بزرگى است؟
گرفته؛ سايهاى است مخروطى كه در طرف مقابل در فضا گسترده مىشود و دائماً در حركت است. اگر سايه شب نبود نور آفتاب و حرارت ناشى از آن همه موجودات زنده را مىسوازنيد، و نسل انسان به سرعت از پاى در مىآمد.
اگر سايههاى ديگر نبود، و انسان مجبور بود تمام طول روز را در آفتاب بگذراند فوقالعاده به زحمت مىافتاد؛ و زندگى مخصوصاً در فصل گرما و تابستان براى او مشقّتبار بود. خداوند نعمت سايهها را به انسان داد تا هم خودش و هم آنچه متعلّق به او است آرامش و آسايش يابد.
به تبعير ديگر بعضى از اشياء «كدر آفريده شدهاند، و بعضى شفّاف كه نور را از خود عبور مىدهند. اگر همه اشياء شفّاف بودند و سايهاى مطلق وجود نداشت؛ زندگى بشر در برابر نور مداوم آفتاب به جهنم سوزانى مبدّل مىگشت، و اگر كمى انسان در اين زمينه بينديشد عظمت و اهمّيّت اين نعمت را در مىيابد و از آن مىتواند به آفريدگار حكيم پى برد.
ضمناً تصريح به نظام تدريجى سايه در آيه فوق، شايد اشاره به اين واقعيّت است كه اگر سايهها دفعتاً پيدا يا محو مىشدند، زيانهاى فراوانى داشتند؛ چرا كه انتقال دفعى از نور به ظلمت و بالعكس، يا از گرما به سرما و بالعكس، زياناش بر كسى پوشيده نيست.
ولى سايه با تمام بركات و لطفاش اگر ثابت و جاودانى شود آن هم زيانبار است؛ چرا كه انسان را از نعمت نور محروم مىكند. لذا در آيه فوق مىفرمايد:
اگر خدا مىخواست آن را ساكن قرار مىداد (ولى به لطف و كرمش اين كار را نكرد تا بندگان از نعمت نور و سايه هر دو بهره گيرند.)
دوّمين آيه كه در ضمن آيات توحيدى در سوره نحل بيان شده؛ بعد از بر شمردن بخشى از آيات آفاقى و نعمتهاى پروردگار، مىگويد: «خداوند براى شما از آنچه آفريده است سايههايى قرارداد»: وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمّا خَلَقَ ظِلالًا
بعضى از مفسّران گفتهاند: منظور در اينجا اشيائى است كه سايهها را به