پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - اگر سايهاى وجود نداشت
مواقع براى بيان دوام و عموميت است؛ مثلًا مىگوئيم: فلان كس هر صبح و شام درس مىخواند، يا مزاحم شخص ديگرى است؛ يعنى هميشه چنين است.
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه قرآن حتى براى سايهها اهميّت خاصّى قائل شده، و آنها را از نشانههاى عظمت خدا مىشمرد؛ و تعبير به «يَسجُدُ» كه نهايت خضوع است؛ اشاره لطيفى به همين معنى است.
توضيحات:
اگر سايهاى وجود نداشت ...
براى پى بردن به اهمّيّت يك موجود لازم است فرض كنيم در يك لحظه يا يك روز و يك ماه به كلّى از ميان برود؛ و بعد پيامدهاى آن را در نظر بگيريم.
در مسأله سايهها كه در ابتدا موضوع ساده و كم اهميّتى به نظر مىرسد مطلب همين گونه است. فرض كنيد يك هفته هرگونه سايه و سايبان از كره زمين برچيده شود؛ نه كوهها، نه درختان، نه ديوار و سقف خانهها، و نه حتى سايه نيم كره زمين روى نيم كره ديگر كه شب نام دارد، همه اينها يك مرتبه از ميان برود، و تمام اجسام اين جهان حالت بلورين پيدا كنند و نور آفتاب را از خود بگذرانند؛ راستى زندگى چقدر مشكل و طاقت فرسا خواهد شد. نور آفتاب بطور مداوم مىتابد، و همه چيز را تحت فشار قرار مىدهد، هرگونه آسايش و آرامش و راحتى را از انسان و همه موجودات زنده مىگيرد؛ و اگر چنين فرضيهاى در فصل تابستان رخ دهد در همين مدّت كوتاه همه موجودات زنده هلاك مىشوند.
بنابراين مىتوان گفت وجود سايهها در زندگى انسانها نقش بسيار مؤثّر و حياتى دارد. زيرا:
١- براى تعديل نور و حرارت آفتاب، وجود سايهها نهايت ضرورت را دارد. چرا كه اشعّه حياتبخش آفتاب اگر با نوازش متناوب سايهها تعديل