پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - ٢- فرضيه ترس
امروز همواره نظم خاصّى را بر جهان حكمفرما مىديده؛ نظمى كه توجيه آن با علل فاقد شعور امكانپذير نيست، و پيوسته همين را نشانه وجود خدا مىشمرده. منتهى در گذشته اين نظام كمتر شناخته شده بود، و هر قدر علم و دانش بشر پيشرفت كرد دقائق و ظرائف تازهاى از آن كشف شد؛ و علم و قدرت مبدأ عالم هستى آشكارتر و روشنتر گشت.
به همين دليل ما معتقديم ايمان به وجود خدا و مذهب همدوش با پيشرفتهاى علوم جلو مىرود؛ و هر كشف تازهاى از اسرار و نظامات اين جهان، گام تازهاى است براى شناخت بهتر خداوند؛ و آن گونه كه امروز ما مىتوانيم خدا را بشناسيم هرگز گذشتگان نمىتوانستند بشناسند؛ چرا كه پيشرفت علوم اينسان نبود.
٢- فرضيه ترس
ويل دورانت، مورّخ معروف غربى در تاريخ خود در بحثى تحت عنوان سرچشمههاى دين از (لوكرتيوس)، حكيم رومى چنين نقل مىكند كه «ترس نخستين مادر خدايان است! و از ميان اقسام ترس، خوف از مرگ، مقام مهمترى دارد ... به همين جهت انسان ابتدائى نمىتوانسته باور كند كه مرگ يك نمود طبيعى است؛ لذا هميشه براى آن علت فوق طبيعى تصور مىكرد.» [١]
همين سخن را راسل، به تعبير ديگرى تكرار كرده؛ مىگويد:
«گمان مىكنم كه منشأ مذهب قبل از هر چيز ترس و وحشت باشد؛ ترس از بلاهاى طبيعى، ترس از جنگها و مانند آن، و ترس از اعمال نادرستى كه انسان به هنگام غلبه شهوات انجام مىدهد.» [٢]
بطلان اين فرضيه نيز از اينجا روشن مىشود كه طرفداران آن گويا همگى با يك تعهّد ضمنى با يكديگر توافق كردهاند كه براى مذهب و عقيده خداپرستى
[١]. تاريخ تمدّن ويل دورانت، جلد ١، صفحه ٨٩.
[٢]. جهانى كه من مىشناسم، صفحه ٥٤.