پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - * رابطه نظم و علم
از مطالعه و بررسى آثار جالبى كه از پيشينيان باقيمانده است نوشته شده؛ و دانشمندان با مطالعه آثارى كه در حفّارىها به دست مىآوردند، و يا آثارى كه در قبور اقوام پيشين و معابد آنها به دست آمده، پى به سطح فرهنگ و تمدّن و چگونگى اعتقادات آنها مىبرند؛ در صورتى كه اگر رابطه نظم و علم را انكار كنيم همه اين استنباطها فرو مىريزد.
اكنون كه رابطه نظم و علم كاملًا روشن شد، و به اصطلاح كبراى برهان نظم به ثبوت رسيد، به سراغ مصداقهاى آن در جهان هستى كه قرآن مجيد روى آنها تكيه كرده مىرويم.
جالب اينكه در آيات قرآن، مطلقاً سخنى درباره كبراى برهان نظم يعنى رابطه نظم و علم ديده نمىشود؛ زيرا به قدرى واضح و وجدانى بوده كه نيازى به بيان نداشته است، و همانگونه كه گفتيم اگر كسى اين رابطه را منكر شود بايد بسيارى از حقايق موجود زندگى خود را نيز انكار كند، و بدون شك منكران اين رابطه درست شبيه سوفسطائيان هستند، كه هنگام سخن گفتن واقعيّتها را انكار مىكند، ولى در زندگى روزمره خود همه واقعيّتها را مثل ديگران قبول دارند. فىالمثل اگر بيمار شوند به سراغ طبيب و دارو مىروند، و نسخههاى طبيب را مو به مو اجرا مىكنند؛ يعنى وجود طبيب و دارو و علم طب و دارو سازى و صدها مطلب ديگرى را كه بر اين محور دور مىزند به رسميت مىشناسند!
منكران رابطه نظم و علم نيز از هر اثر علمى و صنعتى و ادبى و هنرى عملًا و علماً پى به وجود مبدئى آگاه و با ذوق و هنرمند مىبرند؛ و هرگز روى احتمالات جنونآميز تكيه نمىكنند.
اكنون كه رابطه نظم و علم كاملًا روشن شد، و به اصطلاح كبراى برهان نظم به ثوبت رسيد؛ به سراغ مصداقهاى آن كه در قرآن مجيد روى آنها تكيه شده مىرويم.
ذكر اين نكته را نيز ضرورى مىدانيم كه جمعى از فلاسفه مادّى كه به جنگ