پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - ١- قواى ظاهر و باطن روح
حس بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى، و لامسه است كه دريچههاى روح انسان به عالم محسوسات، و رابطه ميان آن گوهر مجرد و جهان مادّه است.
هريك از اين قوا خود جهانى گسترده و اسرارآميز است، و ابزارهاى آنها كه همان چشم و گوش و زبان و غدّههاى بينى و اعصاب پراكنده در سرتاسر پوست بدن مىباشد؛ هريك آيتى از آيات خدا است و دنيائى از علم و حكمت را در خود جاى داده است.
قواى باطن را فلاسفه پيشين نيز پنج قوه شمردهاند:
١- حس مشترك
٢- خيال كه حافظه حس مشترك محسوب مىشود.
٣- قوّه واهمه كه مفاهيمى همچون دوستى و دشمنى را ادراك مىكند.
٤- قوّه حافظه كه ادراكات واهمه را در خود حفظ مىكند.
٥- قوّه متخيّله كه مفاهيم و صورتهاى جزئيه خزانه خيال و حافظه را مورد تصرّف قرار مىدهد و صورتهاى دلخواه را كه در خارج وجود ندارد ترسيم مىكند.
هريك از اين قواى پنجگانه نيز براى خود عالمى است اسرارآميز.
ولى دانشمندان و فلاسفه امروز قواى ظاهر را به پنج قوّه معروف محدود مىكنند و قواى باطن را بيش از پنج قوّهاى كه ذكر شد، مىدانند. آنها براى نفس انسان قواى فراوانى قائلاند و روح آدمى را خزانه عجيبى مىدانند كه نيروهاى بسيار متنوّع و ذوقها و استعدادها و ادراكات بىشمارى دارد كه افراد انسان در آن متفاوتاند.
روانشناسى و روانكاوى امروز به نواحى مرموز و تاريك روح انسانى نيز پنجه افكنده و از جمله جهان تازه و اسرارآميزى بنام ضمير مخفى يا وجدان ناخودآگاه را كشف كرده و شگفتىهاى بيشترى از اين موجود مرموز را در معرض ديد انسانها قرار داده است.