پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - شرح مفردات
اين جهت كه مطلبى را كه واقعيّت ندارد در ذهن خود يا در فكر شنونده ايجاد مىكند.)
ابن منظور در لسان العرب مىگويد: «خلق» در كلام عرب، به معنى ابداع چيزى است بدون هيچ سابقه قبلى.
به اين ترتيب، «خلق» گرچه در اصل به معنى تقدير و اندازهگيرى، يا تنظيم و صاف كردن اشياء بوده، ولى بعداً به همين مناسبت در معنى ابداع و ايجاد، و تغيير صورت اشياء به كار رفته است؛ به طورى كه الآن اين معنى از آن متبادر مىشود.
«سَماءْ» به گفته ارباب لغت به معنى چيزى است كه در بالا قرار گرفته؛ و لذا بعضى معتقدند جنبه نسبى دارد و لذا ممكن است يك شىء نسبت به شىء ديگر آسمان، و نسبت به شىء ثالث زمين باشد، و «اسم» نيز از همين مادّه مشتق شده؛ چرا كه اسم گذارى سبب بلندى و اهميّت مسمّى مىشود.
به گفته نويسنده كتاب التحقيق، «سماء» گاهى محسوس و مادّى است؛ مانند:
أَنْزَلَ مِنَ السّماءِ ماءاً: «خداوند از آسمان آبى فرستاد» و گاه معنوى است؛ مانند: قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى السَّماءِ: «ما نگاههاى انتظارآميز تو را به آسمان مىبينيم» [١]
ابن منظور نيز در لسان العرب مىگويد: «سُمُوّ» به معنى بلندى و علو است. [٢]
بنابراين «سماء» تنها به معنى آسمان نيست؛ بلكه به معنى هرگونه بلندى و علو و ارتفاع است. ولى در آياتى كه براى اين بحث انتخاب شده عموماً به معنى آسمان آمده است.
«أرْض» در اصل به قسمت پائين هر چيزى گفته مىشود در مقابل «سماء» كه قسمت بالاى هر چيز است. اين سخن را مقاييس اللّغه گفته، و راغب در تعبير
[١]. سوره بقره، آيه ١٤٤.
[٢]. در كتاب العين خليل بن احمد نيز «سماء» به معنى ارتفاع ذكر شده است.