پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ١- توجيهات انحرافى
توضيحات
١- توجيهات انحرافى
جمعى از جامعه شناسان و روانكاوان مادّى غرب و شرق، اصرار عجيبى دارند كه سرچشمه پيدايش مذهب و عقيده خداشناسى را معلول جهل يا ترس يا عوامل ديگرى از اين قبيل بشمرند.
البته اين مطلب از يك نظر عجيب هم نيست؛ چرا كه آنها گويا با يك توافق قبلى تصميمشان را گرفتهاند، و مسلّم مىشمرند كه غير از جهان مادّه چيزى وجود ندارد؛ بنابراين خود را ملزم مىبينند كه هر پديدهاى را با توجّه به همين عوامل مادّى تفسير كردند.
از سوى ديگر مىدانيم وجود عقائد مذهبى هميشه اركان مادىگرى را به لرزه در مىآورد؛ و اگر درگيرىهاى زشت قرون وسطى را ميان كليسا و علماى علوم طبيعى بر اين معنى بيفزائيم؛ مىتوان نتيجه گرفت كه اينگونه تفسيرهاى مادّى براى مذهب و عقيده به خدا، بخشى از مبارزه مكتبهاى مادىگرى با مذهب است.
گرچه بحث از تمام اين نظرات به طور مشروح نياز به گفتگوهاى طولانى دارد كه ورود در آن ما را از كيفيّت بحث تفسيرى خارج مىسازد؛ ولى اشاره فهرست گونه به اهم آنها در اينجا ضرورى به نظر مىرسد. اما باز تكرار مىكنيم كه تمام اين تفسيرها براساس يك پيشداورى صورت گرفته و آن اينكه مسلّم بشمريم عالم ماوراء طبيعت وجود ندارد و عالم هستى در همين جهان طبيعت خلاصه مىشود.
اين نظريهها- يا دقيقتر بگوييم اين فرضيهها- را مىتوان عمدتاً در پنج فرضيه خلاصه كرد:
١- فرضيه جهل- يكى از جامعهشناسان معروف مىگويد: «اگر چه علم و هنر بسيارى از عوامل اسرارآميز را روشن ساخته؛ با اين همه بسيارى از اين عوامل