پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - اشاره
٣- انگيزه فطرى
اشاره
هنگامى كه سخن از فطرت مىگوئيم منظور همان احساسات درونى و دركى است كه هيچگونه نيازى به استدلال عقلى ندارد.
هنگامى كه يك منظره بسيار زيباى طبيعى، يا يك گل بسيار خوشرنگ و خوشبو را مىبينيم جاذبه نيرومندى از درون خود نسبت به آن احساس مىكنيم كه نام آن را تمايل و عشق به زيبائى مىنهيم؛ و هيچگونه نيازى به استدلال در اينجا نمىبينيم.
آرى حس زيبائى يكى از تمايلات عاليه روح انسانى است.
كشش به سوى مذهب مخصوصاً شناخت خدا نيز يكى از اين احساسات ذاتى و درونى است؛ بلكه از نيرومندترين انگيزهها در اعماق سرشت و جان همه انسانها است.
به همين دليل هيچ قوم و ملتى را نه در امروز و نه در گذشته تاريخ مشاهده نمىكنيم كه نوعى از عقائد مذهبى بر فكر و روح آنها حكمفرما نباشد؛ و اين نشانه اصالت اين احساس عميق است.
از آنجا كه در بخش دلائل خداشناسى، توحيد فطرى به عنوان يك دليل مستقل با تمام آياتش مطرح مىشود؛ نيازى به بحث فراوان در اين زمينه نمىبينيم، و تنها به ذكر يك نكته قناعت كرده، شرح بيشتر را به همان بحث موكول مىكنيم.
قرآن به به هنگام ذكر داستان قيام انبياء بزرگ در موارد زيادى روى اين نكته تكيه كرده كه رسالت اصلى انبياء زدودن آثار شرك و بتپرستى بوده نه اثبات وجود خدا؛ چرا كه اين موضوع در اعماق سرشت هركس نهفته شده است.
به تعبير ديگر: آنها به دنبال اين نبودند كه نهال خداپرستى را در دلهاى مردم غرس كنند؛ بلكه به دنبال اين بودند كه نهال موجود را آبيارى كرده، و خارها و علف هرزههاى مزاحم را كه گاهى اين نهال را به كلى پژمرده و خشك