پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - برگ درختان سبز !
متضاد دارند و اين از عجائب آفرينش خدا است.
يا اينكه منظور گياهانى است كه مورد نياز هريك از پرندگان و چهار پايان و حيوانات دريا و صحرا و انسانها است. [١] (جمع ميان اين دو معنى نيز ممكن است.)
سپس به ذكر نكته ديگرى پرداخته؛ مىافزايد: «پس ما از آن (آب يا گياه) ساقهها و شاخهها و برگهاى سبز بيرون آورديم»: فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً
به اين ترتيب به مادّه سبزينه گياهى كلروفيل كه از مهمترين و مفيدترين اجزاء گياه است اشاره مىكند. همان سبزى طراوت بخش، و نوازشگر، و زيبا، و دلربا كه از خاك تيره و آب بىرنگ برمى خيزد.
تعبير به «خَضِراً» گرچه مطلق است ولى با توجّه به جمله بعد كه مىفرمايد:
«ما از آن دانههايى كه بر سر هم سوار شدهاند خارج مىسازيم»: نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَراكِباً عمدتاً اشاره به ساقهها و خوشههاى گندم و جو و ذرّت و مانند آن است. [٢]
بعد از آن، درختان نخل را مورد توجّه قرار داده؛ مىفرمايد: «از طلع (خوشه سربسته خرما كه در غلاف سبز رنگ زيبائى پيچيده شده است) رشتههاى باريك و لطيفى بيرون مىآيد»: وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ
«قِنْوان» جمع «قِنو» (بر وزن حِزْب) به معنى رشتههاى باريك است كه بعد از شكافته شدن طلع از آن بيرون مىآيد؛ و همانها بعداً خوشههاى خرما را تشكيل مىدهد.
تعبير به «دانِيَةٌ» (نزديك) ممكن است اشاره به نزديكى اين خوشهها به يكديگر يا متمايل شدن آنها به طرف پائين به خاطر سنگينى دانههاى رطب باشد.
بعضى نيز گفتهاند: از آنجا كه خوشههاى خرما مختلف است؛ بعضى در
[١]. در اين صورت مفهوم جمله فاخرجنا به نباتاً لكل شىءٍ مىباشد.
[٢]. «مُتَراكِبْ» از مادّه «ركوب» به معنى سوارى گرفته شده؛ و اشاره به دانههايى است كه به صورت خوشه روى يكديگر سوار مىشوند و منظرهاى بسيار زيبا و دلانگيز دارند.