پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - نظام عجيب شب و روز
النَّهارَ مَعاشاً
«معاش» ممكن است اسم زمان يا مكان باشد يا مصدر ميمى و مناسب معنى مصدرى است. [١]
تعبير به «لِباسَ» در مورد شب تعبير بسيار جالبى است از اين جهت كه شب همچون پوششى است براى نيمكره زمين، و يا همچون پوششى است براى انسانها، همانگونه كه لباس جسم انسان را در برابر انواع آسيبها حفظ مىكند و جمال و زيبائى به او مىدهد؛ همچنين تاريكى شب و خواب عميق كه در سايه آن دست مىدهد به روح و جسم انسان شادابى و نشاط مىبخشد و او را از بيمارىهاى مختلف حفظ مىكند.
در هفتمين آيه سخن از جانشين شدن شب و روز نسبت به يكديگر است؛ مىگويد: «خدا آن كسى است كه اين دو را جانشين يكديگر قرارداد»: وَ هَوَ الَّذِىْ جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً
«خِلْفَه» (بر وزن فتنه) به گفته راغب در مفردات در جائى گفته مىشود كه دو چيز پيوسته جانشين يكديگر شوند؛ ولى به گفته فيروزآبادى در قاموس اللّغة «خلفه» به معنى مختلف است. در صورت اول تناوب شب و روز مورد توجّه است كه اگر اين تناوب دقيق و حساب شده نبود موجودات زمين يا از شدّت تابش آفتاب مىسوختند و يا از شدّت سرماى شب منجمد مىشدند، و در صورت دوم اشاره به تفاوت شب و روز و پيدايش فصول چهارگانه سال است كه آثار ويژهاى در زندگى انسانها دارد.
بعضى از مفسّران معنى اول را برگزيدهاند، و بعضى به سراغ معنى دوم رفتهاند، ولى جمع ميان اين دو معنى نيز بىمانع است.
[١]. بعضى از مفسّران گفتهاند: تعبير به «معاش» «زندگى» در مورد روز به خاطر اين است كه خواب شبانه شبيه مرگ است همانگونه كه ضربالمثل معروف عرب مىگويد: خواب برادر مرگ است؛ بنابراين نقطه مقابل آن كه روز است مايه بيدارى و حيات مىباشد (حيات با تمام آثارش).