پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - آفرينش حيات شاهكار آفرينش
آثار زندگى و حيات در آنها ديده نمىشود. [١]
ولى بهتر آن است كه گفته شود: منظور از خارج شدن موجود زنده از مرده يكى از دو معنى است:
نخست اينكه گرچه در شرايط فعلى، موجودات زنده همواره از بذرها و دانهها و نطفههاى زنده بيرون مىآيند ولى مسلّماً در آغاز چنين نبوده است.
زيرا هنگامى كه كره زمين از آفتاب جدا شد يكپارچه آتش بود، و هيچ موجود زندهاى قطعاً در آن وجود نداشت، سپس بر اثر شرايطى كه امروز براى ما ناشناخته است به فرمان خدا نخستين موجودات زنده از موجودات بىجان طى يك سلسله قوانين بسيار پيچيده بيرون آمدند.
اين فرضيه كه ممكن است حيات از كرات ديگر به كره زمين به وسيله قطعات سنگهاى آسمانى منتقل شده باشد- كه بعضى بر آن اصرار دارند- هيچ مشكلى را حل نمىكند؛ زيرا نقل كلام به كرات ديگر مىشود، كه آنها نيز مسلّماً در آغاز داغ و سوزان بودند، و هيچ موجود زندهاى كه ما مىشناسيم تاب مقاومت در آن شرايط را نداشته است.
ديگر اينكه بذر و دانه يا نطفه نخستين، يك موجود بسيار كوچك بيش نيست؛ ولى از طريق تغذيه از همين مواد غذائى بىجان رشد و نمو مىكند و در حقيقت موجودات بىجان را جذب كرده و جاندار مىكند. به اين ترتيب هزاران هزار و ميليونها ميليون سلّول زنده از موجودات مرده خارج مىشود، و اينجا است كه مىگوئيم خداوند مرده را از زنده، و زنده را از مرده خارج مىسازد.
بعضى نيز گفتهاند: منظور از اين تعبير، تولّد كافر از مؤمن، و مؤمن از كافر
[١]. تفسير مراغى، جلد ٧، صفحه ١٩٧، و تفسير المنار، جلد ٧، صفحه ٦٣١.