پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - آفرينش حيات شاهكار آفرينش
توجّه قرار گرفته است.
در نخستين آيه مورد بحث، سخن از شكافتن دانهها و هستهها به وسيله قدرت خداوند است، و بيرون آوردن موجود زنده از موجود مرده و به عكس موجود مرده از زنده است، كه حيات و مرگ را به معنى وسيع كلمه در گياهان و حيوانات و انسانها شامل مىشود.
جالب اينكه: دانههاى گياهان موجوداتى محكماند، و هستهها از آنها محكمتر، كه شكافتن آنها به آسانى ممكن نيست؛ با اين حال جوانهاى كه از درون دانه و هسته سر بر مىآورد به قدرى ظريف و لطيف است كه حسابى براى آن نيست. اما چگونه مىشود كه اين جوانه لطيف، آن قلعه و دژ بسيار محكم را مىشكافد، و از ديوار آن سر بيرون مىآورد، و به راه خود همچنان ادامه مىدهد؟ اين چيزى جز قدرت بىنظير خداوند نيست؛ و جلمه: انَّ اللَّهَ خالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى: «خداوند شكافنده دانه و هسته است» گويا اشاره لطيفى به همين معنى است.
در اينكه چگونه خداوند مرده را از زنده، و زنده را از مرده خارج مىكند؟
بسيارى از مفسّران پيشين نمونههاى آن را خارج شدن جوجه از تخم، و درخت و گياه را از هسته و دانه، و انسان از نطفه، ذكر كردهاند؛ در حالى كه امروز در ميان دانشمندان مسلّم است كه موجودات زنده همواره از موجودات زنده به وجود مىآيند؛ يعنى در درون دانه و هسته گياهان و درختان علاوه بر مقدارى مواد غذائى، يك سلّول زنده وجود دارد كه در حقيقت گياه و درخت بسيارى كوچك ذرّهبينى است؛ كه وقتى در محيط مناسب قرار گرفت از آن مواد غذائى بهره مىگيرد و رشد و نمو مىكند. همچنين در نطفه انسان و حيوانات سلّولهاى زنده فراوان است؛ و همانها هستند كه مبدأ پيدايش انسان و حيوان مىشوند.
بعضى از مفسّران معاصر، مانند: مراغى، و نويسنده المنار، كه توجّه به اين اشكال كردهاند چنين پاسخ دادهاند كه اين سلّولهاى مخصوص گرچه در عرف دانشمندان علوم طبيعى از آنها به موجود زنده تعبير مىشود؛ ولى در عرف عمومى مردم و در اصطلاح لغت شايسته اين عنوان نيستند؛ چرا كه هيچ يك از