پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
قدرت خدا مىشمرد.
اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم كه در زمينه اهتمام اسلام نسبت به روح اجتماعى بشر، وارد شده؛ پايان مىدهيم. فرمود:
«انَّ الْمُسْلِمَ اذا لَقِىَ أَخاهُ الْمُسْلِمَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ تَحاتَتْ عَنْهُما ذُنُوْبُهما كَما تَتَحاتُ الْوَرَقُ عَنِ الشَّجَرَةِ الْيابِسَة، فى يَوْمِ رِيْحٍ عاصِفٍ وَ (لا يَفْتَرِقانِ) الّا غُفِرَلَهُما ذُنُوْبُهُما وَلَوْكانَ مِثْلَ زَبَدِ الْبِحارِ!»: «هنگامى كه مسلمان برادر مسلمانش را ملاقات كند، و دست او را بگيرد (و با محبت بفشارد) گناهان آن دو فرو مىريزد، همانگونه كه برگ درختان خشك در يكروز طوفانى؛ و آن دو از هم جدا نمىشوند مگر اينكه خداوند گناهان آنها را مىبخشد هرچند به اندازه كفهاى درياها باشد!» [١]
كلمه ختام
از مجموع آنچه در بحثهاى مختلف اين كتاب آمد؛ به خوبى اين حقيقت روشن شد كه ياربى پرده از در و ديوار ظاهر گشته، و جلوههاى خود را در همه موجودات جهان نشان داده، و در پيشانى هر موجودى اسماء و صفات او نقش بسته است.
او با صد هزار جلوه بيرون آمده، تاب با صد هزار ديده تماشايش كنيم. او در دل هر ذرّهاى آفتابى نهان كرده، و در آسمان و زمين مظاهر علم و قدرتاش را عيان نموده است.
او در جاى جاى آيات قرآن از همين طريق معرّفى شده؛ و نشانههايش را در آفاق و انفس بر شمرده است.
تنها دو چشم بينا، دو گوش شنوا، و يك دل بيدار، لازم است كه آدمى آن همه جلوهها را ببيند، و آن نغمههاى توحيدى را بشنود، و آن خوب خوبان را به
[١]. طبرانى (بنابر نقل تفسير فى ضلال، جلد ٤، صفحه ٥٧).