پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥ - آيا جامعه هم روح دارد؟
ضميرهاى جمع كه در سوره حمد به كار رفته، و سلامى كه در آخر نماز است، همه نشان مىدهد كه نماز داراى روح اجتماعى است و انجام آن به صورت فرادى جنبه فرعى دارد.
در اسلام آنقدر به اجتماع و زندگى اجتماعى بشر اهمّيّت داده شده؛ كه هرچه باعث اختلاف و پراكندگى است؛ (مانند: حسد، سخن چينى، غيبت، نفاق افكنى و ...) از گناهان كبيره شمرده شده، و آنچه مايه صلح و صفا و اصطلاح ميان مردم است؛ جزء برترين عبادات است.
٣- تحقّق زندگى اجتماعى بشر مطلب سادهاى نيست؛ چرا كه نياز به تقسيم استعدادها، و جاذبههاى مختلف فكرى و جسمانى، و برنامهريزى دقيق، و تقسيم كار، و همچنين نياز به هماهنگى و همدلى و الفت ميان دلها دارد؛ و مطابق همان تعبيرى كه در تفسير آيات آورده شد؛ افراد بشر همچون آجرها و سنگها و قطعات مختلف يك ساختمان هستند كه تا وسيله چسب و پيوند مؤثّر در ميان آنها نباشد؛ ساختمان با شكوهى از آن تشكيل نمىشود. در اينجا دست قدرت خداوند به يارى نوع انسان آمده، و برنامهريزى دقيق را از نظر تأليف قلوب، و تقسيم استعدادهاى فكرى و جسمى و انواع ذوقها و هنرها كرده، و نوع انسان را از مواهب عظيمى بهرهمند نموده كه بدون آن چرخهاى اجتماعى بشرى هرگز گردش نخواهد كرد؛ و مجموعه اين امور است كه گاهى از آن به روح اجتماع، تعبير مىشود؛ وگرنه مىدانيم اجتماع روح خاصّى غير از آنچه گفته شد، ندارد.
راستى چه كسى اين روح اجتماعى را با تمام ويژگىهايش براى حركت دادن انسان در مسير تكامل ايجاد كرده است؟ آيا طبيعت كور و كر و فاقد عقل و شعور مىتواند اين برنامهريزى، اين مودّت و رحمت، اين سكينه و آرامش، اين نطفه امشاج، اين تعارف و شناخت همگانى، و اين تأليف قلوب را ايجاد كند؟!
به همين دليل است كه آيات فوق اين امور را از نشانههاى عظمت و علم و