پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢ - نقش فوقالعاده ابزار شناخت
انسان، براى تحريك حس شكرگزارى او كه مقدمه معرفة اللَّه است؛ مىفرمايد:
«آيا براى انسان دو چشم قرار نداديم»: ألَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ
چشمهايى كه مىتواند با آن عالم هستى را ببيند، و عجائب آفرينش را بنگرد، و آفتاب و ماه و اختران و انواع گياهان و درختان و انواع موجودات زنده و جانداران را مشاهده كند، و عجائب صنعت خدا را تماشا نمايد، راه را از چاه ببيند، و دوست را از دشمن تشخيص دهد، و خود را از چنگال حوادث نامطلوب برهاند.
سپس مىافزايد: «و آيا يك زبان و دو لب براى او قرار نداديم؟!»: وَلِساناً وَ شَفَتَيْنِ
زبانى كه وسيله ارتباط او با ديگران است، زبانى كه سبب انتقال علوم و دانشها از نسلى به نسل ديگر و از قومى به قوم ديگر است، زبانى كه با آن نيازهاى خود را باز مىگويد، و با آن به راز و نياز با معبود بر مىخيزد، و ترجمان تمام ذرّات وجود او است.
همچنين لبهايى كه نقش مؤثّرى در تكلّم دارند و عهدهدار تشكيل مقاطع بسيارى از حروفاند [١] و از آن گذشته كمك زيادى به نوشيدن آب و خوردن و جويدن غذا و حفظ رطوبات دهان مىكند، به گونهاى كه اگر قسمتى از لبها قطع شود نه تنها اين امور براى انسان بسيار مشكل خواهد شد؛ بلكه منظره چهره او بسيار اسفانگيز مىشود.
جالب اينكه بعد از اين دو آيه، قرآن سخن از هدايت انسان به خير و شر مىگويد؛ و مىفرمايد: «آيا ما او را به دو سرزمين مرتفع» (تشخيص خير و شر) هدايت نكرديم؟»: وَهَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
اين تعبير گويا، اشارهاى به رابطه چشم و زبان و لبها، با مسأله هدايت و
[١]. اين حروف در فارسى ٥ حرف است (ب- پ- ف- م- و) و در عربى چهار حرفمىباشد و با توجّه به اينكه اين چند حرف بسيار استعمال مىشوند از دست دادن لب سبب مىشود كه انسان تا حد زيادى قدرت تكلم را از دست بدهد. اين حروف را حروف شفوى مىنامند.