پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩ - نقش فوقالعاده ابزار شناخت
چشم و گوش را براى اين قرارداد تا محسوسات را درك كنيد؛ و عقل را براى درك معقولات، و با اين سه وسيله شناخت، از عالم بيرون وجود خويش آگاه شويد. سپس براى شكر اين نعمتها بپاخيزيد و قبل از هر چيز به سراغ شناخت آن مبدائى برويد كه ابزار معرفت و علم را در اختيار شما قرار داد.
براى پى بردن به اهمّيّت چشم و گوش و عقل كافى است كه حالتى را كه بر اثر فقدان هريك از اينها به وجود مىآيد (تا چه رسد به همه آنها) پيش خود مجسّم كنيد. يك شخص نابينا، يك شخص كر و يا يك شخص فاقد عقل و يا همه اينها، چه وضعى دارد؟ و چقدر از مواهب اين عالم بزرگ دور مىماند؟ و قبل از هر چيز موهبت علم و آگاهى كه برترين مواهب و مقدمه بهرهگيرى از مواهب ديگر است از دست مىدهد.
بعضى گفتهاند منظور از «شيئا» در آيه فوق، حق منعم است، و بعضى گفتهاند: منظور منافع خويش است، و بعضى آن را به سعادت و شقاوت، يا ميثاق الهى در روز ألست، تفسير كردهاند؛ ولى اطلاق آيه هرگونه قيد را نفى مىكند و همه چيز را شامل مىشود.
در اينكه چرا «سَمْع» (گوش) بر «ابصار» (چشمها) مقدّم داشته شده؟ ممكن است به خاطر اين باشد كه گوش قبل از چشم به كار مىافتد. زيرا چشم انسان در محيط رحم مادر كه تاريكى مطلق بر آن حاكم است آمادگى براى ديدن ندارد، و بعد از تولّد نيز تا مدّتى در مقابل نور بسيار حسّاس است و لذا غالباً بسته است، تا تدريجاً در برابر نور آمادگى پيدا كند؛ ولى گوش چنين نيست.
حتى به عقيده بعضى در عالم جنين نيز صداها را مىشنود، و با آهنگ قلب مادر آشنائى پيدا مىكند!
از اين گذشته گوش وسيله شنيدن پيام وحى الهى است كه برترين مسموعات است، و نيز وسيله عمومى انتقال علوم از نسلى به نسل ديگر است، در حالى كه چشم چنين نيست؛ زيرا خواندن و نوشتن گرچه وسيله انتقال علوم است ولى جنبه عمومى ندارد.