پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - شكر منعم در روايات اسلامى
شكر منعم در روايات اسلامى
١- در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: «لَوْلَمْ يَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلى مَعْصِيَتِهِ لَكانَ يَجِبُ الَّا يُعْصى شُكْراً لِنِعَمِهِ»: «حتى اگر خداوند تهديد به عذاب در برابر عصيان نكرده بود؛ واجب بود به پاس نعمتهايش نافرمانى او نكنند.» [١]
تعبير به واجب «يجب» در اين حديث در حقيقت همان وظيفهاى است كه از عواطف انسان مايه مىگيرد.
٢- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: «شبى رسول خدا نزد عايشه بود؛ او سؤال كرد: چرا خود را (براى عبادت) اين همه به زحمت مىافكنى در حالى كه خداوند گناهان گذشته و آينده تو را بخشيده است؟» [٢]
فرمود: «أَلا أَكُوْنُ عَبْداً شَكُوْرا؟»: «آيا من نبايد بنده شكرگزار از او باشم؟!» [٣]
٣- امام چهارم على بن الحسين در يكى از دعاهاى صحيفه سجاديه مىفرمايد: «حمد و ستايش براى خداوندى است كه اگر طريق شناخت حمدش را در برابر نعمتهاى پى در پى و فراوان او از بندگانش باز مىداشت تا از نعمتهايش استفاده كنند ولى حمد او را بجاى نياورند، از رزق او بهره گيرند و شكرش را ادا نكنند، در اين صورت انسانها از حدود انسانيّت به سر حد چهار پايان سقوط مىكردند، و مصداق سخنى مىشدند كه خداوند در
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه ٢٩٠.
[٢]. اشاره به آيه اول سوره فتح است كه تفسير آن مشروحاً در جلد ٢٢، صفحه ١٨، تفسير نمونه آمده است.
[٣]. اصول كافى، جلد ٢، «باب الشكر»، حديث ٦.