پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - شرح مفردات
شرح مفردات
«رِزْق» به گفته راغب در كتاب مفردات به معنى بخشش و عطاى مستمر است؛ خواه دنيوى باشد يا اخروى. به سهم و نصيب نيز رزق گفته مىشود؛ و همچنين به مواد غذائى كه به جوف انسان مىرسد.
ابن منظور در لسان العرب نيز مىگويد: «رزق» بر دو نوع است: رزق جسمانى مانند: انواع غذاها، و رزق روحانى براى دل و جان، مانند: انواع معارف و علوم.
در كتاب التحقيق نيز آمده است كه «رزق» به معنى عطاى خاصّى است كه موافق مقتضاى حال طرف و مطابق نياز او براى ادامه حياتاش باشد.»
در قرآن مجيد نيز در هر دو معنى به كار رفته است. در سوره ملك، آيه ١٥ مىخوانيم: هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ اْلأَرْضَ ذَلُوْلًا فَامْشُوا فِى مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ: «او كسى است كه زمين را رام شما قرارداد بر شانههاى آن راه رويد، و از روزىهاى خداوند بخوريد.»
در سوره آل عمران آيه ١٦٩ درباره شهيدان آمده است: بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُوْنَ «آنها زندگانند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.»
ولى غالباً در مورد رزقهاى مادّى به كار رفته؛ هرچند استعمال آن در رزقهاى معنوى نيز كم نيست؛ و از آنجا كه بخشنده انواع نعمتهاى مادى و معنوى خدا است؛ واژه «رَزّاق» از صفات خاصّه او است. [١]
«طَعامْ» معنى مصدرى و اسم مصدرى هر دو دارد، يعنى هم به غذا خوردن گفته مىشود و هم به خود غذا؛ و گاه اين واژه بر خصوص گندم اطلاق شده، چنانكه در حديثى آمده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد زكات فطره را يك صاع (يك من) از طعام يا يك صاع از شعير (جو) بدهند. (در اينجا طعام به
[١]. لسان العرب، مفردات، مجمع البحرين، و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم.