پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - اين همه تفسير براى قرآن!
[جلد دوم]
به جاى مقدّمه
اين همه تفسير براى قرآن!
برادرى مىگفت: شنيدهام، حدود دو هزار تفسير درباره قرآن نوشته شده است، با اينكه قرآن يك حقيقت بيش نيست؛ آيا موقع آن نرسيده است كه دانشمندان اسلام (مخصوصاً در حكومت اسلامى) بنشينند و تكليف تفسير آيات قرآن را روشن سازند.
گفتم: برادر! از چند نكته مهم غفلت كردهاى!
١- ما نبايد فراموش كنيم كه قرآن ابعاد زيادى دارد و زواياى بىشمارى؛ و هريك از مفسّران بزرگ آن را از يك بعد خاص، و زاويه معين، مىبينند، و تفسير مىكنند. درست مثل يك شاخه گل گرانبها كه باغبان به آن به عنوان يك محصول پر درآمد نگاه مىكند، و پزشك دارو ساز از اين نظر كه برگهايش براى فلان بيمارى خوب است، و ساقههايش براى درمان بيمارى ديگر، و ريشهها و گلهايش نيز هريك براى درمان بيمارى خاصّى مفيد است.
شاعران به آن از اين نظر مىنگرند كه الهام بخش لطيفترين اشعار، و پرورش دهنده قريحه هنرى، گلبرگش چون عارض شاهدان و غنچههايش چون دهان خوبان، و رنگ و طراوت و بويش يادآور رنگ و بوى جانان است.
و بالآخره يك فيلسوف الهى در جزء جزء پيكر اين شاخه گل، آثار آن معبود بزرگ را تماشا مىكند، و با گوش جانش از هر ذرّهاى از آن حمد و تسبيح آن شاهد شاهدان را مىشنود، و از ظرافت و لطافت و نظم و حساب دقيقش نشانى از آن بىنشان مىيابد و سرانجام به اين شعر معروف مترنّم مىشود كه:
|
برگ درختان سبز در نظر هوشيار |
هر ورقش دفترى است معرفت كردگار! |