پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - استاد ازل!
قلم از طريق هدايت الهى صورت گرفته است.
جمله عَلَّمَ اْلأِنْسانَ مالَمْ يَعْلَمْ مىتواند اشاره به علوم فطرى مختلفى باشد كه خداوند در وجود انسان به يادگار گذارده؛ اعم از درك حسن و قبح و فجور و تقوى، و همچنين قضاياى بديهى كه پايه قضاياى نظرى در علوم استدلالى مىشود، و نيز آگاهى بر مبانى دين و اصول احكام الهى.
در ششمين آيه بعد از آنكه تعليم قرآن را به خداوند رحمان كه منبع انواع رحمتها و كرامتها است نسبت مىدهد؛ سخن از آفرينش انسان به ميان آورده و مىگويد: «انسان را آفريد و بيان (سخن گفتن) را به او تعليم داد» خَلَقَ اْلأنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
«بيان» مفهوم عامى دارد كه به هر چيز آشكار كننده گفته مىشود؛ خواه انواع استدلالات عقلى و منطقى باشد كه مبيّن مسائل پيچيده است، يا خط و كتابت، و يا سخن گفتن، هر چند شاخص آنها سخن گفتن است.
مفسّران در تفسير «بَيان» احتمالات زيادى دادهاند. بعضى آن را به معنى تبيين خير و شر، و بعضى حلال و حرام، و بعضى به معنى اسم اعظم، و بعضى به معنى تعليم لغت دانستهاند. [١]
ولى روشن است كه ظاهر «بيان» همان سخن گفتن است؛ و احتمالات ديگر ضعيف به نظر مىرسد. [٢]
در اينكه خداوند چگونه سخن گفتن را به انسان تعليم داد؟ بعضى گفتهاند:
منظور اين است كه واضع لغات خداوند بوده و سپس از طريق وحى به انبياء تعليم فرموده است. ولى ظاهراً دليل روشنى براى اين معنى در دست نيست؛ بلكه منظور الهام باطنى از سوى خدا به نوع انسان است، كه با ايجاد صوت از طريق حنجره، و سپس ايجاد حروف به وسيله گردش زبان و تكيه بر مخارج
[١]. تفسير قرطبى، جلد ٩، صفحه ٦٣٢٢ و روح المعانى، جلد ٢٧، صفحه ٨٦.
[٢]. اگر در بعضى از روايات بيان به معنى اسم اعظم تفسير شده در واقع از قبيل ذكر يك مصداق روشن است.